35گويند ابرى كه مأموريت راهنمايى داشت، تا ابراهيم به وسيلۀ آن، به محلّ ركنها رهنمون گردد، زايل نشد تا هنگامى كه او ركنها را يافت و سپاسِ پروردگار را به جاى آورد و پيوسته خداوند از آن روز، آن جايگاه را آباد برپا داشت» 1.
سفيان بن عينيه و هيثم از شعبى روايت كردهاند كه:
«چون خداوند ابراهيم را فرمان بناى كعبه داد و اوآن كار را آغاز كرد و به پايان رسانيد، آنگاه كه به نصب حجر الأسود رسيد، به اسماعيل گفت: برايم سنگى بياور كه نشانه و راهنما براى مردم باشد و در طواف حج و زيارت، آن را نقطۀ آغازين خويش قرار دهند. اسماعيل عليه السلام سنگى آورد ليكن ابراهيم عليه السلام راضى نشد و اين سنگ (حجر الأسود) از جانب خداوند به ابراهيم داده شد. چون اسماعيل برگشت، گفت: اى پدر، چه كسى اين سنگ را آورد؟ گفت: آن كسى كه نگذاشت سنگ تو را بپذيرم 2».
ابوالوليد از قول پدربزرگش از سعيد بن سالم، از عثمان بن ساج، از محمد بن اسحاق نقل كرده است كه مىگفت:
«چون ابراهيم عليه السلام هاجر، مادر اسماعيل را در مكه فرود آورد، پيش از آنكه ابراهيم و اسماعيل پايههاى خانه را بالا آورند، فرشتهاى نزد هاجر آمد و محل خانۀ كعبه را، كه جايگاه بلند و سرخ رنگ و از سنگ و كلوخ بود، به او نشان داد و گفت: اين نخستين خانۀ عبادت است كه در زمين براى مردم قرار داده شده و بيت العتيق است و بدان كه ابراهيم و اسماعيل پايههاى آن را براى مردم برافراشته خواهند كرد 3».