36ابن جريح مىگويد:
«به من خبر رسيده است كه چون جبرئيل عليه السلام در محل چاه زمزم پاشنه به زمين كوبيد، به هاجر گفت: اين مكان نخستين پرستشگاه است كه براى مردم وضع شده است و اشاره به محل كعبه مىكرد و اين خانۀ عتيق و كهن الهى است و بدان كه ابراهيم و اسماعيل آن را براى مردم بر پا و آباد خواهند كرد و همواره آباد و مورد حرمت و كرامت خواهد بود تا روز رستاخيز 1».
ابن جريح مىافزايد:
«مادر اسماعيل (هاجر) پيش از آنكه ابراهيم و اسماعيل عليهما السلام خانۀ كعبه را بسازند و پايههاى آن را برآورند، درگذشت و در محل حجر اسماعيل 2 به خاك سپرده شد».
ابوالوليد از سعيد بن سالم، از عثمان بن ساج، از على بن عبداللّٰه بن معاذ از ايوب سختيانى، از سعيد بن جبير، از ابن عباس نقل مىكند كه گفت:
«فرشتهاى كه آب زمزم را براى هاجر بيرون آورد، به او گفت: به زودى پدر اين پسر بازگشته، خانهاى خواهد ساخت كه آن جا محل آن است و به آن اشاره كرد و سپس ناپديد گرديد 3».
ابوالوليد مىگويد:
«پدر بزرگم از سعيد بن سالم، از عثمان بن ساج، از محمد بن ابان، از ابن اسحاق سبيعى از حارثة بن مضرب از حضرت على بن ابىطالب عليه السلام ضمن حديثى دربارۀ چاه زمزم نقل مىكرد كه او گفت: سكينه به صورت ابر يا مِه آشكار شد كه در ميانۀ آن چيزى همچون سر آدمى بود كه سخن مىگفت و گفت: اى