144تعالى داشته است. آيا مىتوان گفت كه منظور از دايرههاى نوشته شده همان كمربند بوده است؟ ممكن است چنين باشد و شايد اين دايرهها به صورت كمربند كنونى نبوده، ليكن در هر صورت نشان دهندۀ آن است كه در آن هنگام در برخى از قسمتهاى جامه، نوشتههايى وجود داشته كه با گذشت زمان كم كم در اين زمينه پيشرفتها و خلّاقيّتهاى نوينى به كار رفته و در پايان به صورت كمربند كنونى در آمده است.
گفتنى است كه پس از اين دوران، در ميان گفتههاى تاريخ نگاران، به واژۀ «دايرهها» يا «حلقهها» برخورد نمىكنيم و تنها پس از گذشت يكصد سال تقريباً از دوران ابن عبدربّه است كه اشارۀ ديگرى به وجود كمربند بر روى جامۀ كعبه شده است. در اين اشاره، تصريح به نام آن نگرديده است.
در فاصلۀ ميان سالهاى 437 تا 444ه . ق. ناصر خسرو جامۀ كعبه مشرّفه را از نزديك ديده و در سفرنامۀ خود آن را اينگونه توصيف كرده است:
«... امّا جامه به رنگ سپيد رگهدار (مخطط) بوده كه بر روى آن دو نوار به عرض يك ذراع قرار داشت. ارتفاع جامه ميان دو نوار ياد شده ده ذراع بوده به طورى كه قسمتهاى زبرين و زيرين دو نوار به همان انداه بودند. و بدين گونه، كعبه آنچنان به نظر مىرسيد كه به سه قسمت تقسيم گرديده است لازم به تذكر است كه اندازههاى ياد شده بر اساس تعيين تقريبى اينجانب به ده ذراع مىرسيد.» 1
بىشك اشارۀ ناصر خسرو به وجود اين دو نوار بر روى جامه؛ يكى در نقطۀ ثلث جامه و ديگرى در ارتفاع دو ثلث از آن گواه متقنى است بر وجود دو كمربند بر جامۀ كعبه.
از آن پس، همواره كلمۀ كمربند (طراز) را با صراحت به هنگام سخن از جامه ملاحظه مىكنيم؛ همچنانكه يادآورى مىگردد، در آن هنگام؛ يعنى در آغاز خلافت «ناصر عباسى»، جامۀ كعبه از ديباج سبز تشكيل مىگرديد «وسپس در دوران او كعبه به