143پيدايش آنها سخنى به ميان نياوردهاند.
كتابهاى فراوانى را مورد بررسى قرار دادم تا شايد بتوانم نخستين شخص اقدام كننده به آن را يافته و يا تاريخ آن را به دست آورم، ليكن در اين زمينه موفقيتى كسب نكردم.
تاريخنگاران آنگاه كه دربارۀ جامههاى كعبه در دوران جاهليّت و عصر پيامبر صلى الله عليه و آله و نيز زمان خلفا و قدرت امويان و نيز عصر عباسى اوّل مطلب مىنگاشتند هيچگونه اشارهاى، نزديك و يا دور به كمربند آن نكرده و يا سخنى از پردۀ درِ كعبه به ميان نياوردهاند و از اين رهگذر عبور كردهاند.
طراز (كمربند) جامۀ كعبه
اگر نوشتههاى تاريخ نگاران را، كه در اين باره نگاشتهاند، بررسى كنيم، به آگاهىهاى تقريباً گستردهاى دست مىيابيم. يكى از آنان فاسى است. وى در «عقد الفريد» به نقل از ابن عبد ربّه (متوفّاى سال 349ه . ق.) جامۀ كعبه را توصيف نموده و از زمان قرار داده شدن آن بر كعبه نيز ياد كرده است. گفتۀ او چنين است:
«... هنگامى كه حاجيان در روز نحر (عيد قربان) از احرام خارج شدند، كعبه نيز از احرام خارج گرديد و در اين حال به وسيلۀ جامهاى از ديباج 1 سرخ خراسانى، كه بر آن دايرههايى است مكتوب و درون آنها حمد پروردگار و ثنا و تكبير و تعظيم او نقش بسته است، پوشانيده شد. اين جامه تا سال آينده همچنان بر روى كعبه قرار دارد و در آن هنگام، دوباره به وسيلۀ جامۀ توصيف شده، تغيير مىيابد.» 2
از گفتۀ ابن عبد ربّه چنين برداشت مىشود كه جامۀ دوران او (عصر عبّاسى دوم) از ديباج سرخ بوده كه دايرههايى از نوشتهها با عبارتهاى حمد و ثنا و تكبير و تعظيم بارى