68موقتاً آن را تعطيل كرد. نويسنده «تاريخ الحجاز» مىگويد كه در سال 1346 قمرى (1928 م) از طرف سلطان عبدالعزيز با يكى از علما براى تفتيش در امور ادارى و دينى مسئوليتى يافت كه در اثناى كار، صحبت از تگراف و ديگر مسائل جديد شد. شيخ به من گفت:
شكى وجود ندارد كه اين امور ناشى از استخدام جن است و فرد موثقى به او گفته است كه اين دستها كار نمىكند مگر آنكه در كنار آن گوسفندى را ذبح كرده و نام شيطان را ببرند. مؤلف مىگويد: توضيحات من دربارۀ اختراع تگراف و تاريخ پيدايش آن، نتوانست وى را قانع كند، بنابراين در راه، ماشين را در كنار يك تلگرافخانه نگه داشتم و به او نشان دادم كه هيچ اثرى از ذبيحه گوسفند و ساير چيزها نيست. او مىافزاد: شيخ گمان كرده كه من اين اقدام را از طرف ملك براى فريب او انجام دادهام و لذا بعدها خودش بارها براى مشاهدۀ واقعيت به تلگرافخانهها رفته بود. مؤلف مىگويد: شخص ملك در سال 1351 (1932 م) در جريان سفرم به رياض به من گفت: زمانى كه علما متوجه شدند كه وى مىخواهد در رياض و ساير نقاط تلگرافخانه افتتاح كند، اعتراض كرده و گفتند:
اى ملك! كسانى كه تو را به اين امر توصيه كردهاند خواستهاند تو را فريب دهند. او مىگويد: بعد از تأسيس، علما مكرر كسانى را به تلگرافخانهها مىفرستادند تا ببينند كه آيا در آنجا گوسفندى ذبح مىشود يا نه. مؤلف مىافزايد كه يكى از مسئولان تگرافخانه به من گفت: زمانى عدهاى از مشايخ نزد من آمدند و از محل زيارت شياطين سئوال مىكردند و اينكه شيطان بزرگ در رياض است يا در مكه؟ و اينكه تعداد آنها چه مقدار است؟!. 1
مسجد ابوذر و مسجد استراحتگاه
امروز صبح چهارشنبه همراه يكى از دوستان و يك عكاس به چند مسجد سرزديم و عكس تهيه كرديم. اول از مسجد اباذر، كه چون در خيابان رفت و آمد بود مجبور شديم از دور عكس بگيريم، البته با چند اعتراض حرام، حرام! - همانطور كه اشاره شد اين كلمه از بس در موارد نامناسب به كار رفته براى ايرانىها تبديل به يك شوخى شده است - پس از