86
شهر جدّه
بكرى،در معجم خود گفته است:
«جُدّه (به ضم اول) ساحل مكه بوده و چون شهرى است ساحلى چنين نامبردار گرديده است.در زبان عرب،جُدّه خشكى كنار درياها يا رودخانهها را گويند و ريشۀ نام جُدّه از معناى«راهى طولانى»گرفته شده است.مردمان اين منطقه هم اكنون بدان جِدّه (به كسر ميم) گويند و مصريان آن را جدّه به (فتح اول) گويند.و آنچنانكه به نظر اينجانب مىرسد تمامى اين نامگذارىها صحيح مىباشد؛زيرا جِدّۀ (با كسر) روزى و سعادت بوده و اين مرز دريايى بدون شك گلوگاه حياتى اين كشور به شمار مىآمده و چه چيزى با سعادتتر از آنكه زندگى انسان و وجود آن از او سرچشمه گيرد،همچنانكه جدّه به (فتح اول) به معناى راهِ پهناور و وسيع است كه راهى در كشور حجاز وسيعتر از آن،وجود ندارد.اين بندر بر ساحل شرقى درياى سرخ و بر روى مدار 39 درجه و ده دقيقه از طول شرقى و مدار 21 درجه و 28 دقيقه از عرض شمالى واقع گرديده است.
اين مكان در آغاز دهكدۀ كوچكى بود كه قبيلۀ«قضاعه»پيش از اسلام در آن جا و اطراف آن زندگى مىكردهاند.در سال 26 هجرى به هنگام خلافت عثمان،گروهى از رنج و سختىهاى خويش-به جهت گذرگاههاى مختلفى كه در بندر«شعيبيه»وجود داشت-نزد وى شكوه نمودند و به گِل نشستن كشتيها را در آن بندر ياد آورى نمودند.آنان منطقهاى را كه مكانى بهتر از آن بود در شمال بندر شعيبيه به وى پيشنهاد كردند.عثمان به همراه جمعى از ياران خود براى ديدن آن منطقه از نزديك،به آن منطقه رفت و تصديق كرد كه اين منطقه-همچنانكه به او ياد آورى كرده بودند-از منطقۀ شعيبيه بهتر است،پس دستور داد كه اين منطقه را مرز دريايى مكه قرار دهند و نام«جدّه»را بر آن نهاد.
آنچه به هنگام ورود عثمان به اين مكان روايت كردهاند،اينست:
كه وى وارد دريا گرديد و خود را شستشو داد،به ياران خود نيز چنين دستور داد كه خود را بشويند در حاليكه پارچهاى را به دور خود بسته باشند و اين مطلبى است كه فرنگيان ادعا مىكنند كه از فرهنگ آنان سرچشمه گرفته است!.«شعيبيه»هم اكنون دهكدۀ