85ساختمانهاى اين شهر يكى پس از ديگرى نمايان شد و به وضوح ديده مىشد.همچنين در جنوب آن،دهكدهاى كوچك نمايان گرديد كه به«نَزْله»معروف بود؛اين مكان پوشيده از خانههاى خِشتى و گِلى بود و در اين خانهها برخى از اعراب و اهالى آن سكونت داشتند كه بيشتر از صيادان ماهى بودند و در روبروى اين دهكده از سوى دريا، دو جزيره كوچك وجود داشت كه نخستين جزيره در شمال،به«جزيره سَعْد»و ديگرى به«جزيرۀ سعيد»موسوم بود.در اين دو جزيره،قرنطينۀ بهداشتىِ حدود حجاز،مستقر گرديده است.در جزيرۀ نخستين،جايگاهى براى تبخير و زدودن نمك از آب شور وجود داشت،همچنانكه ساختمانهايى براى قرنطينۀ افراد در آن بنا گرديده بود.در صورتىكه كشتىهاى وارد شده به اين مرز دريايى غير بهداشتى بودند،كليۀ حُجّاجِ آن بوسيلۀ كشتىهاى بادبانىِ (سَبْك) پس از طى سه ساعت يا اندكى بيشتر،به جزيرۀ اوّلى و يا با طى كردن دو برابر اين زمان به جزيرۀ دوّمى هدايت مىشدند و در اين جزيره و يا جزيرۀ ديگر مدّتى را كه بوسيلۀ پزشكِ قرنطينه،در جدّه تعيين مىگرديد -،باقى مىماندند.
در اين ساختمانها،افراد را گروه گروه در قرنطينۀ بهداشتى قرار مىدادند و آنان ناگزير به باقى ماندن در قرنطينه به مدّت تعيين شده بودند و پيش از سپرى كردنِ آن زمان هيچيك از آنان نمىتوانستند از اين محدوده خارج شوند.
در ساعت دوى بعدازظهر روزِ سه شنبه،اول ذى الحجّه،كشتىِ خديو در فاصلهاى نزديك به سه مايلى از بندر،لنگر انداخت،اين بدان جهت بود كه مركبهاى بزرگ هيچگاه نمىتوانستند بعلّت عمق اندك آب در كنارۀ بندر،بدان وارد شوند.
بنابراين جناب خديو تا صبح روز بعد در كشتى باقى ماند.در اين هنگام در اطراف بندر و كمى دور از آن،كشتىهاى فراوانى ديده مىشد كه اين مركبها حاجيان را از هند، روسيه،تركيه،بلاد مغرب،مصر،بندر سودان و جز اينها بدين مرز دريايى آورده بودند و كشتىهاى ياد شده همگى پرچمهايى را بعنوان احترام و تشريف فرمايى خديو به اهتزاز در آورده بودند؛همچنانكه قايقهاى بادبانى كه در اين آبها در حال رفت و آمد بودند،و همگى به احترام ورود حضرت خديو،به آذين آراسته گرديده بود.