244تاكنون نيز هنوز از فصاحت و بلاغت آن سخن به ميان مىآيد و به زبانهاى مختلف خارجى ترجمه گرديده است تا بتوانند بر عادات و اخلاق آنان در پيش از اسلام آگاهى يابند و گروهى از آنها به عنوان«آويزههاى طلايى» 1ياد كردهاند. 2
گفته مىشود آويزۀ«امرئ القيس»و«زهير»،شبيه به هم بوده است،زيرا هر دو به وسيلۀ آب طلا نوشته شده و در خانۀ خدا آويز گرديده بود.اين آويزهها برخى تا روز فتح مكه باقى مانده بود و بيشتر آنها به هنگام آتش سوزى كعبه،پيش از اسلام از ميان رفته است اين نسبت تنها ويژۀ دوران جاهليت نبوده است،زيرا پس از اسلام نيز اين عادت رواج داشته به طورى كه هارون الرشيد هم عهدنامهاى را كه در آن خلافت فرزندش امين پس از خود و مأمون پس از او نوشته بود،به مكه ارسال نمود تا در كعبه آويزان گرديد.
اين نامه تا دوران امين باقى بود و نامبرده آن را برداشت و پاره كرد.از آن پس هر يك از پادشاهان و سلاطين كه شرف خدمتگزارى به بيت اللّٰه الحرام را به دست مىآوردند، لوحهاى را كه در آن نام سلطان به همراه زمان خدمتگزاريش به بيت را نوشته بودند به يادگار بر ديوار درونى كعبه قرار مىدادند.
كعبه همواره در دوران جاهليت از احترام ويژهاى برخوردار بود،تا اين كه پس از اسلام در سال دوم هجرت،از سوى پروردگار،قبله مسلمانان قرار گرفت،در حالى كه پيش از آن همگى به سوى بيت المقدس نماز مىگزاردند.