236سپس ساير قبايل عرب از او پيروى كردند به طورى كه هر قبيله بتى را به كعبه آورده و در آن مكان قرار مىداد.لازم به تذكر است كه آيين بت پرستى ميان عرب در مقايسه با ديگران در سطح كمترى مطرح بوده است.زيرا آنان همانند بت پرستان هندى و چينى و رومى و مصرى و جز اينها،ذات بت را نمىپرستيدند بلكه آن را به عنوان تقرب و نزديكى به ذات پروردگار،عبادت مىكردند.
وضع كعبه بدين صورت بود تا اين كه سرانجام رسول خدا صلى الله عليه و آله در سال فتح مكه يعنى سال هشتم هجرى،به مكه وارد گرديدند و دستور دادند كه كليه بتهاى موجود در كعبه منهدم گردد.در روايتى كه از«اسامه»رسيده است كه:رسول خدا صلى الله عليه و آله هنگامى كه به درون كعبه وارد شدند،پس از ديدن عكسها،دستور دادند كه آبى را فراهم كرده سپس با آن عكسها را محو نمودند.«ازرقى»از«ابن عائذ»،از«سعيد بن عبدالعزيز»روايت كرده است كه:تصوير حضرت عيسى عليه السلام و مادرش در كعبه باقى ماند تا اين كه بعضى از مسيحيان«غسان»پس از اسلام آوردن،آنها را مشاهده كردند.
و نيز«عمر بن شيبه»گفته است:ابوعاصم از جرير روايت كرده است كه گفت:
سليمان بن موسى از عطاء سؤال كرد كه آيا تمثالهاى درون كعبه را درك كردهاى؟ گفت:آرى تمثال آذين شده مريم را در حالى كه فرزندش عيسى را در آغوش داشت در آن جا ديدم». 1آرى،شأن كعبه در جاهليت اين چنين بود كه مردم با اديان گوناگون،آن را محترم مىشمردند و كعبه را عبادتگاهى براى خداى خود بر حسب دين و مذهب خويش قرار داده بودند،در اين مورد هيچ گاه كعبه نظيرى براى خود نداشته است و تنها مىتوان به«بيت المقدس»اشاره نمود كه آن نيز همواره مورد احترام مسلمانان و مسيحيان و يهوديان بوده است.با اين تفاوت كه در آن مكان هر يك از گروهها داراى جايگاه ويژهاى بودهاند و در آن به عبادت پروردگار خويش مىپرداختهاند.بنابراين گواهى بالاتر از اين براى شرف و بزرگى كعبه نمىتوان يافت كه تمامى گروههاى گوناگون با قطع نظر از اختلاف اديان آنان،در يك كلمه و آن پرستش پروردگار،در اين جايگاه گرد هم جمع شدهاند.