233آنان مكه را«مكشيشا»يا«موكشيشانا»،به معنى خانۀ«شيشا»يا«شيشانا»مىگفتند كه به نظر مىرسد نام يكى از خدايان آنان باشد.
در«مروج الذهب»هنگام سخن از خانههاى معظم و مقدس چنين آمده است:
«ستاره پرستان اعتقاد داشتند كه خانۀ كعبه يكى از هفت خانه مقدس نزد آنان مىباشد و معتقد بودند خانۀ«زحل»است و تا هنگامى كه آن ستاره در آسمان باشد،اين خانه نيز با گذشت دورانها،همچنان باقى خواهد ماند.در آن هنگام بيشتر سرزمين شرق به ويژه سرزمين«ايران»و«هند»و«كلدان»كه ابراهيم عليه السلام نيز از مردمان آن منطقه به شمار مىآمد، همگى داراى آيين ستاره پرستى بودند كه تاكنون نيز در بعضى از قسمتهاى سرزمينهاى ياد شده اين آيين برقرار مىباشد.قرآن كريم به هنگام سخن درباره سرگذشت ابراهيم عليه السلام مىفرمايد:
فَلَمّٰا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأىٰ كَوْكَباً قٰالَ هٰذٰا رَبِّي فَلَمّٰا أَفَلَ قٰالَ لاٰ أُحِبُّ الْآفِلِينَ * فَلَمّٰا رَأَى الْقَمَرَ بٰازِغاً قٰالَ هٰذٰا رَبِّي فَلَمّٰا أَفَلَ قٰالَ لَئِنْ لَمْ يَهْدِنِي رَبِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضّٰالِّينَ * فَلَمّٰا رَأَى الشَّمْسَ بٰازِغَةً قٰالَ هٰذٰا رَبِّي هٰذٰا أَكْبَرُ فَلَمّٰا أَفَلَتْ قٰالَ يٰا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِمّٰا تُشْرِكُونَ * إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ حَنِيفاً وَ مٰا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ 1
«مقريزى»در باب فرقههاى ستارهپرستان گفته است:اين گروه داراى فرقهاى به نام «كاظمه»بودند كه پيروان«كاظم بنتارح»به شمار مىآمدند.اينان اعتقاد داشتند كه خورشيد خداى همه خدايان بوده و سيارات هفت گانه را هر كدام به عنوان الههاى به شمار مىآورند و آنها را«مُدَبِّرات»مىناميدند.اين گروه مجسمههايى از آنان مىساختند و آنها را عبادت مىكردند.برخى از تاريخ نگاران گفتهاند كه آنان معبدهاى خويش را درون حرمى ساخته بودند و از ورود بيگانگان بدان جلوگيرى به عمل مىآورند.به نظر مىرسد اين گروه با استفاده از دايرهاى كه هر ستاره از ستارگان ياد شده را در آسمان