232قرار دارد سرازير مىگردد.سپس آن مكان را به وسيلۀ گلاب مىشويد.بعد از آن زمين درون كعبه و ديوارهاى آن را تا آنجا كه دست بدان مىرسد به وسيلۀ عطرهاى گوناگون مانند عطر روغن گل و مشك آغشته مىگرداند.در اين مدت زمان شستشو بخور عود و عنبر از تمامى نقاط درونى كعبه بالا مىرود.
در پايان شستشو شريف بر در كعبه مىايستد و در حالى كه هزاران نفر از حاجيان مشتاق در مطاف،تا نزديكى«باب شيبه»ايستادهاند،منتظرند تا جاروبهايى كه به وسيلۀ آن كعبه را شستهاند،به طرف آنان پرتاب شود.اين حاجيان مشتاق،هر يك براى به دست آوردن يكى از جاروبهاى ياد شده كه طولى در حدود 30 سانتيمتر دارد،آن چنان شور و هيجانى از خود نشان مىدهند و بر يكديگر فشار مىآورند كه غير قابل توصيف مىباشد.در صورتى كه موفق به بدست آوردن آن جاروبها شوند،چنان است كه بر گران قيمتترين شىء جهان دست يافتهاند و آن را از دنيا و آنچه كه در آن است عزيزتر مىدانند! حاجيان جاروب را به عنوان اثرى شريف و گرانقدر از خانۀ كعبه و به عنوان تبرك نزد خويش نگاه مىدارند.
برخى مردم به ويژه مطوفين و زمزمىها،جاروبهاى فراوانى را به آب خيس كرده و به عنوان اين كه كعبه را با آنها شستشو دادهاند،به هر يك از حاجيان كه متقاضى هستند در ازاى حداقل نيم ريال مىفروشند.
كعبه پيش از اسلام،پس از آن
كعبه 27 قرن پيش از اسلام داراى جايگاه و منزلتى والا نزد تمامى عرب بوده است به طورى كه بت پرستان و يهوديان و مسيحيان نيز آن را محترم مىشمردهاند و در نزد آنان از جايگاه ويژهاى برخوردار بوده است.اين جايگاه تا آنجا داراى اهميت بود كه از مرز جزيره العرب فراتر رفته و به سرزمين هند نيز رسيده بود.هنديان اعتقاد داشتند روح يكى از خدايان آنها يعنى«شبوه»(كه همان اقنوم سوم از مجسمۀ بودا مىباشد)،به هنگام زيارت با همسرش از سرزمين حجاز،در«حجر الاسود»فشرده شده است! 1