205پايتخت اين امارت حركت كرد كه بر آن غلبه يافت.محمد و عبدالعزيز به شهر«خرج»كه در نزديكى رياض واقع شده است گريختند و ميان آنان و عمويشان درگيريهايى صورت گرفت كه در پايان با آرامش ميان دو طرف خاتمه يافت.سپس مجدداً ميان آنان برخوردهايى رخ داد كه غلبه از آن«عبداللّٰه»بود.
در اين ميان امارت«رشيد»-با تفرقهاى كه ميان«آل سعود»بوجود آمده بود-قدرت گرفته بطوريكه چشم به امارت نجد دوخته بود.پس بدين منظور به سوى اين منطقه آمد و با«ابن فيصل»در محلّ«حائل»جنگيد و در رياض او را محاصره نمود و پس از مدّتى بر او غلبه كرد كه سرانجام«عبداللّٰه بن فيصل»را اسير نموده و با احترام به«حائل»آورد و مدّت يك سال نزد خويش نگاه داشت؛«عبداللّٰه بن فيصل»تقاضاى مراجعت به رياض را كرد كه موافقت نمود و پس از مراجعت به آن شهر درگذشت.دو برادر زادۀ سعود (محمد و عبدالعزيز) آن هنگام در«خرج»زندگى مىكردند.«ابن رشيد»كه از وجود آنان احساس ناراحتى مىكرد همواره در پى فرصتى بود كه آنان را از بين ببرد تا اينكه سرانجام آنان را به قتل رسانيد و بر«نجد»غلبه نمود،اما دو فرزند فيصل،محمد و عبدالرحمن،در رياض بودند و بر آن مكان امارت مىكردند،پس از مدّتى محمد درگذشت و عبدالرحمن به تنهايى امير بود.در آن هنگام سرزمين«قصيم»پس از زوال حكومت آل سعود،به صورت مستقل در دست دو امير آن:«حسن بن مهنا»و«رامل بن سليم»قرار داشت.به دنبال اختلافى كه ميان«ابن رشيد»و آنان بوجود آمد،جنگى درگرفت كه در پايان به پيروزى ابن رشيد ختم گرديد.در اين جنگ«عبدالرحمن بن فيصل»كه به كمك مردمان قصيم برخواسته بود پس از غلبۀ ابن رشيد و گرفتن سرزمين«قصيم»به كويت پناهنده شد كه در آن هنگام امارت آن در دست«ابن صباح»بود و به كمك او نيرويى جمع آورى كرده و به جنگ با ابن رشيد از كويت خارج گرديد.مجدداً ابن رشيد بر او غلبه نمود و از اين پس حكومت تمامى«نجد»به زير نفوذ او درآمد.در اين حال عبدالرحمن در كويت باقى ماند و از سوى دولت عثمانى حقوقى براى وى تعيين گرديد كه اين مستمرى از راه بصره همه ساله به او مىرسيد،تا اين كه پس از مدتى وفات كرد وى سه فرزند به نامهاى عبدالعزيز، محمد و مسعود را از خود باقى گذارد.