204بود.او كه با«عباس پاشاى اول»دوستى داشت نزد وى از غلبۀ«ابن ثنيان»شكايت كرد و به او وعده داد كه اگر او را از زندان آزاد كند و حكومت از آنِ وى شود از او و محمدعلى حمايت نمايد«عباس پاشا»نيز به او كمك كرد و او را متوارى ساخت.فيصل در ميان راه بر«ابن رشيد»امير«شمّر»وارد گرديد.نامبرده از او احترام كرد و تعدادى از افراد خويش را به همراه او به سوى«ابن ثنيان»فرستاد.همچنين در اين ميان قوم او از آمدنش خبر يافتند پس تعداد بسيارى به سوى او آمدند و همگى در ركاب او به«قصيم»روى آورده و آنجا را به محاصرۀ خود درآوردند.سپس«ابن ثنيان»را اسير نموده و به زندان انداختند كه همچنان در زندان باقى بود تا اينكه درگذشت.در سال 1258 هجرى فيصل بر«نجد» مسلط شد و بر آن جا حاكم گرديد و سرانجام در سال 1282 هجرى درگذشت.
نامبرده داراى چهار فرزند ذكور بود به نامهاى (عبداللّٰه،سعود،محمد و عبدالرحمن).
پس از او«عبداللّٰه بن فيصل»امارت را به دست گرفت ليكن ميان او و برادرش سعود كه به«بحرين»گريخته بود،اختلاف پيش آمد و امير بحرين به او كمك كرد تا وى در آغاز به قبايل عجمان پيوست سپس به نجد آمد و در آنجا با مردان برادرش«عبداللّٰه» برخورد نمود كه برادرش«محمدبن فيصل»سركردۀ آنان بود و جنگ سختى ميان آنان درگرفت كه در نتيجۀ آن تعداد فراوانى از دو گروه كشته شدند و در پايان«سعودبن فيصل»پيروز شد.عبداللّٰه برادرش به ميان اعراب گريخت و پس از جمع آورى تعداد افراد بسيارى مجدداً به برادرش مسعود حمله نمود كه باز هم مسعود پيروز گرديد.
عبداللّٰه به سوى اطراف نجد رفت و در ميان قبايل گشت مىزد و دست نياز به آنان دراز مىنمود ليكن در اين كار موفقيّتى به دست نياورد.پس از آن پايه هاى امارت «سعود»مستحكم گرديد و ظلم و ستم را آغاز نمود.ليكن اين مدّت چندان به درازا نكشيد زيرا قبايل نجد عليه او قيام كردند و روزهاى او را به سياهى كشاندند تا اينكه سرانجام به مرگ طبيعى درگذشت.پس از او دو فرزندش«محمد و عبدالعزيز»امارت را به دست گرفتند.
در اين هنگام«عبداللّٰه بن فيصل»نيروهايى را جمع آورى كرد و به سوى«رياض»