188پس از عزل او،شريف«عون الرفيق بن محمدبن عون»جانشين او گرديد.
وى به صورتى عمل نمود كه قدرت اشراف گذشته را از نو بوجود آورد و با گسترش نفوذ خود بر اعراب و مأمورين ترك داراى آنچنان قدرتى گرديد كه حتّى والىها 1همانند زيردستانى نزد وى انجام وظيفه مىكردند! ليكن در دوران«عثمان نورى پاشاى اول»بود كه شريف نتوانست در او نفوذ كند در نتيجه با يكديگر درگير شدند و در پايان با سعى و كوشش شريف«عون الرفيق»و هم دستان او در آستانه (استانبول) از ولايت حجاز معزول گرديد.او در اين هنگام در مكّه قدرت مطلق بود و آنچه كه مورد نظر او بود انجام مىگرديد بطورى كه به خواستۀ او بعضى خوشبخت،برخى بدبخت، گروهى آزاد و عدّهاى گرفتار مىشدند.شريف عون،همانند وهابيان بود و يا نزديك به رفتار آنان داشت،در دوران امارت خويش گنبدهاى فراوانى را كه بر روى قبرهاى گوناگونى-به ويژه در«معلاة»و گنبد«عبداللّٰه بن زبير»و ديگران-را منهدم نمود.
بطوريكه حتى وى در نظر داشت گنبد حضرت آمنه و حضرت خديجه (عليهاالسلام) را نيز منهدم نمايد! ليكن به علت اعتراض شديد مردم از اين كار منصرف گرديد و همچنين به دستور نامبرده سنگ آسيابى كه در جايگاه تولّد حضرت فاطمه-عليهاالسلام-در خانه حضرت خديجه-عليهاالسلام-قرار داشت و ادّعا مىكردند كه آن سنگ به عنوان سنگ آسياب حضرت در مدت زندگى در آن مكان استفاده مىشده است،نيز محو گرديد.
همچنين به دستور نامبرده دهانۀ«غارِ حراء» 2در كوه«ثور»نيز وسعت داده شد كه دهانه اين غار به هنگام پناه بردن رسول خدا صلى الله عليه و آله و همراهش ابوبكر در هنگام هجرت حضرت از مكّه به مدينه بوسيلۀ تار عنكبوتى پوشيده شده بود و وسعت اين دهانه پيش از اين آنچنان كوچك بود كه فقط يك نفر آن هم در حالى كه خود را بر روى شكم مىكشانيد مىتوانست از آن جا عبور كند و به درون غار راه يابد را فراخ نمايد.زيرا بر طبق ادّعاى