189مردم تنها افراد سعادتمند و خوشبخت مىتوانستند بدان راه يابند و تيره بختان و اشقيا، راهى بدان نداشتهاند.
وى با فراخ كردن دهانۀ غار،قصد داشته است كه اين توهّم را از ميان بردارد؛ليكن به نظر مىرسد كه در هر صورت نمىبايست اين چنين اثرى را كه خود از آثار باقى مانده طبيعى آن زمان به شمار مىآمده و بعنوان معجزه اى كه طبيعت براى اشرف مخلوقات خداوند يعنى رسول خدا صلى الله عليه و آله بوجود آورده تا ميان او و دشمنانش جدايى اندازد به اين سادگى از بين برود.
او شخصى راحت طلب بود و امكانات وسيعى را براى راحتى خود فراهم آورده بود كه از آن جمله است:وجود گروهى مطرب و آوازه خوان كه همواره به گرد او فراهم آمده بودند و به صورت متناوب براى او طبل و نى مىنواختند.
همچنين اتومبيلى را كه از اروپا براى خود تهيه نموده بود و با آن به سوى طائف مىرفت؛ليكن همانند همه در پايان عمر مرگ به سراغ او نيز آمد.
شريف عون باغ بسيار زيبايى را در شمال جرول (در مكه) احداث كرد كه«محمل مصرى»در اين مكان اردو مىزد.نامبرده براى اين باغ درختان بسيارى از مصر،هند،شام و جز اينها وارد كرد و شعبه اى از آب چشمۀ«زبيده»را نيز برآن جارى ساخت و گفته مىشود:كه در دوران خود بهشتى بوده است كه نظير آن در مكّه وجود نداشته است امّا هم اكنون آب آن قطع گرديده و درختان آن خشك شده و گلهاى آن نابود گرديده و بصورت قطعه اى از جنگل در ميان صحرا درآمده است بطورى كه كلاغها بدان پناه بردهاند و تنها فرياد عقابها و كركسها در آن جا شنيده مىشود.سپاس خداى را كه تنها او تغيير دهنده احوال است و آنچه كه وجود دارد در دست اوست و اوست كه بر همه چيز و همه كس قادر و تواناست.
«شريف عون»در روز دوشنبه 16 جمادى الاول سال 1323 هجرى در طائف به مرگ مشكوكى درگذشت و پس از او برادرش شريف«عبداللّٰه پاشا»كه آن هنگام در آستانه (استانبول) اقامت داشت جانشين او گرديد؛ليكن در اين هنگام«رابت پاشا»والى حجاز سعى نمود تا نظر پادشاه را به سوى شريف«على پاشا فرزند عبداللّٰه بن محمد بن