113
5. زنده كردن مردگان .
حضرت مسيح خود را فاعل اين امور مى داند ، نه اينكه او درخواست كند و خدا انجام دهد ، بلكه مى گويد : « اين كارها را من به اذن خدا انجام مى دهم » . اذن خدا در اين موارد چيست ؟ آيا اذن در اين موارد يك اجازه لفظى است ؟ به طور مسلم چنين نيست ، بلكه مقصود از آن اذن باطنى است . به اين معنى كه خدا به بنده خود آنچنان كمال و قدرت و نيرو مى بخشد كه وى به انجام چنين امورى توانا مى گردد .
گواه اين مدّعا آن است كه بشر نه تنها در امور غير عادى به اذن خدا نيازمند است ، بلكه در تمام امور به اذن خدا نياز دارد و هيچ كارى بدون اذن او صورت نمى پذيرد ، اذن الهى در تمام موارد ، همان برخوردار كردن فاعل از قدرت و رحمت خويش مى باشد . در آيه مورد بحث ، حضرت مسيح تحقق امور ياد شده را به خود نسبت مى دهد و در آيه ديگر خود خدا نيز صريحاً امور مزبور را به خود او نسبت مى دهد و مى گويد :
«...وَ إِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنْفُخُ فِيهٰا فَتَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِي وَ تُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ بِإِذْنِي وَ إِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتىٰ بِإِذْنِي...». 1
« هنگامى از گل صورت پرنده اى را به اذن من مى سازى و در آن مى دمى ، و به اذن من پرنده مى شود و كور مادرزاد و پيس را به اذن من شفا مى دهى ، و مردگان را زنده مى كنى » .
در جمله هاى اين آيه دقت بيشترى كنيم تا روشن شود كه از نظر قرآن فاعل ، و انجام دهنده اين امور كيست ؟ هرگز خدا نمى گويد « من مرغ آفريدم » ، « من شفا دادم » ، « من زنده كردم » بلكه مى گويد :
«إِذْ تَخْلُقُ»: تو آفريده اى ، «وَ تُبْرِئُ»: بهبودى بخشيدى ، « إِذْ تُخْرِجُ