114الْمَوتى » : تو زنده كردى . چه صراحتى بالاتر از اين ؟
ولى قرآن كريم در بيان اين كه هيچ بشرى در كار ايجاد ، استقلال ندارد ، و براى ردّ افكار غير صحيح « معتزله » و دوگانه پرستان كه تصور مى كنند بشر در آفرينش خود به خدا نياز دارد ، ولى در افعال و كارهاى خود كاملاً مستقل و از خدا بى نياز است; در همه اين موارد كارهاى حضرت مسيح را مقيّد به اذن الهى كرده و موضوع توحيد در افعال را كه از مراتب توحيد به شمار مى رود ، رعايت نموده است .
ولايت تكوينى و مسأله غلو
از انديشه هاى باطل پيرامون مسأله ولايت بر تصرف اين است كه تصور مى شود چنين اعتقادى مايه « غلو » در حقّ پيشوايان است ، در صورتى كه چنين اعتقادى ارتباطى به غلو ندارد .
« غالى » كسى است كه بندگان خدا را از مقام عبوديت بالا برده و صفات خدا و افعال او را براى آنان ثابت كند ، مثلاً بگويد : « تدبير نظام آفرينش از آن پيشوايان معصوم است ، آنان « خالق » و « رازق » ، « محيى » و « مميت » عليالاطلاق مى باشند » .
حقيقت غلو اين است كه يا آنها را خدا بدانيم و يا آنها را مبدأ افعال خدايى 1 بشناسيم ، حال آن كه هيچ كدام از اين دو ملاك ، در ولايت تكوينى موجود نيست ، زيرا نه كسى آنها را خدا مى داند و نه افعال و كارهاى الهى را براى آنها اثبات مى كند ، بلكه مى گوييم آنان در پرتو يك قرب الهى ، داراى قدرتى مى شوند كه به اذن الهى مى توانند در مواردى كه انگيزه ارشاد واصلاح باشد ، در جهان آفرينش