208انصار در سقيفۀ بنى ساعده گرد آمدهاند تا با سعد بيعت كنند. ابوبكر بدون اينكه مهاجران حاضر را آگاه كند، بىدرنگ به همراه عمر و ابوعبيده از جا برخاستند و خود را به سقيفه رساندند و مراسم غسل و كفن و نماز و دفن جسد پيامبر صلى الله عليه و آله به فراموشى سپرده شد.
آنها وارد سقيفه شدند در حالى كه سعد بن عباده، مشغول سخنرانى بود و در خطابۀ خود چنين مىگفت:
اى گروه انصار، شما پيش از ديگران به آيين اسلام گرويديد. از اين جهت براى شما فضيلتى هست كه براى ديگران نيست... برخيزيد و زمام امور را به دست گيريد. ابوبكر گفت: خداوند محمد صلى الله عليه و آله را براى پيامبرى به سوى مردم فرستاد و مهاجران نخستين كسانى بودند كه به او ايمان آوردند. سپس در سخنان خود دو قبيله انصار را عليه يكديگر تحريك كرد و گفت: هرگاه خلافت و زمامدارى را خزرجيان به دست گيرند، اوسيان از آنها كمتر نيستند و اگر اوسيان گردن به سوى آن دراز كنند، خزرجيان از آنها دست كم ندارند. ميان اين دو قبيله خونهايى ريخته شده و افرادى كشته شدهاند. 1
وقتى سخنان ابوبكر به پايان رسيد، «حباب بن منذر» صحابى بدرى از انصار، برخاست و گفت: اى انصار، برخيزيد و زمام خلافت را به دست گيريد. مخالفان شما در سرزمين شما و در زير سايۀ شما، زندگى مىكنند و هرگز جرأت آن را ندارند كه با شما مخالفت نمايند. سپس