207فرمانروايى بهرهاى نمىگذارند. از اين جهت رهبر آنان برخاست و با ابوبكر بيعت كرد و از خزرجيان يك نفر، آن هم به نام بشير بن سعد، پسر عموى سعد بن عباده، كه رابطهاش با وى تيره بود، بيعت كرد. 1
با اين وصف، چگونه مىگويد: همۀ انصار بيعت كردند؟
لحن گفتار طرح كنندگان اين پرسشها اين است كه سقيفه يك محيط آرام براى پياده كردن دموكراسى غربى بوده و واقعاً حاضران در آن مجلس، با آرامش كامل و با كمال ميل، بدون كوچكترين درگيرى، ابوبكر را براى خلافت انتخاب كردهاند، در حالى كه گويندۀ اين سخن يك برگ از تاريخ سقيفه را نخوانده است.
اكنون در اينجا به صورت فشرده، فضاى حاكم بر سقيفه و رويدادهاى خشن و تندى را كه در آن رخ داده است، براى خوانندگان ترسيم مىكنيم:
در سقيفه از مهاجران سه نفر بيش نبودند؛ ابوبكر، عمر و ابى عبيدۀ جرّاح.
طبرى مىنويسد: مهاجران، آمادۀ تجهيز پيامبرخدا صلى الله عليه و آله و تغسيل و تكفين او بودند. در حالى كه انصار در سقيفۀ بنى ساعده به صورت حزب واحد، تشكيل جلسه دادند تا در غياب مهاجران، خليفه را انتخاب كنند.
آنان مشغول گفتگو بودند كه ناگهان دو نفر از مخالفان سعدبن عباده (نامزد طايفۀ انصار براى خلافت) به نامهاى «معن بن عدى» و «عويم بن ساعده» 2 از راه رسيدند و به ابى بكر گفتند: نطفۀ فتنه در حال انعقاد است!