243از آيات شريفۀ قرآن، چنين استفاده مىشود كه اين مسأله، يك اصل مشترك در ميان دعوت تمام پيامبران بوده است و همۀ سفيران الهى به منظور تبليغ آن، برانگيخته شدهاند . قرآن مجيد، در اين زمينه مىفرمايد:
«وَ لَقَدْ بَعَثْنٰا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللّٰهَ وَ اجْتَنِبُوا الطّٰاغُوتَ». 1
- ميان هر امّتى، پيامبرى برانگيختيم كه خدا را بپرستيد و از سركشان و طغيانگران، دورى گزينيد.
بنابراين، در اين اصل مسلّم كه پرستش، مخصوص خدا است و جز او را نبايد عبادت نمود، سخنى نيست و هيچ فردى را نمىتوان موحّد دانست مگر اينكه اين اصل را بپذيرد.
سخن در جاى ديگر است و آن اين كه معيار تشخيص «عبادت» از غير عبادت چيست؟
و آيا مثلاً بوسيدن دست معلّم، پدر و مادر، علما و دانشمندان و هر نوع كرنشى كه در برابر ذوى الحقوق، صورت پذيرد، عبادت آنها بشمار مىرود؟ و يا اين كه عبادت، به معناى مطلق خضوع و كرنش فوقالعاده نيست بلكه در آن، عنصرى معتبر است كه تا آن عنصر در ماهيّت عمل تحقق نيابد، هيچ نوع خضوع، هرچند در حدّ سجده باشد، رنگ پرستش به خود نمىگيرد.
اكنون بايد ديد آن عنصر كه به خضوعها و كرنشها، نام عبادت و عنوان پرستش مىدهد، چيست؟ و اين مسأله مبحثى مهمّ است.