235حال فرض كنيد: اگر جمعى كنار دريا ايستاده باشند و فردى كه به شنا وارد نيست، در آب افتد و طعمه امواج دريا شود، تمام كسانى كه ناظر اين صحنه هستند، حد اقل بر او دل مىسوزانند و بعضى هم براى نجات آن غريق، خود را به آب مىافكنند و خود را با خطر همآغوش مىسازند. حال آنكه در آن لحظه چشم داشت و توقع مزد و پاداش دنيوى و يا حتى اجر و ثواب اخروى را هم ندارند. چه بسا كه برخى از آنها در اعتقاد به خدا و قيامت سست باشند و يا حتى اعتقاد نداشته باشند؛ ولى همان رحم و عطوفت ذاتى كه انسانها نسبت به هم دارند، آنها را به اين كار وا مىدارد.
همين طور است اگر حاكمى ستمگر بر مردم شهرى مسلط شود و آنها را به انواع عقوبتها معذب سازد، نوعى همدلى و همبستگى بين آن مردم پيدا مىشود و همگى براى رفع ظلم و ستم متحد مىشوند، و غم ديگران را غم خود مىپندارند. حال اگر فردى شريف و جليل القدر، كه نزد همه آنها محترم است بيش از ديگران مورد ظلم و آزار حاكم قرار گيرد، اموال و دارايى اش به يغما رود، همسر عفيفهاش مورد ضرب و شتم قرار گيرد، فرزندان و بستگانش به قتل رسيده و تحت تعقيب باشند، اينان بيشتر دور او را گرفته و هر چه ظلم و ستم بر او بيشتر شود گرايش مردم نسبت به او بيشتر خواهد شد؛ زيرا فطرت انسانها اين امر را ايجاب مىكند و على عليه السلام مصداق چنين فرد محبوبى است. 1
دوستى على، ملاك پاكى نطفه
ابوبكر مىگويد: پيامبر را در خيمه با على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام ديدم، فرمود: اى جماعت مسلمانان، من در صلح و مسالمت با كسى هستم كه با اهل خيمه در صلح باشد و با كسى كه با آنها در جنگ باشد در جنگم. دوست دارم كسى را كه آنها را دوست داشته باشد. دوست نمىدارد آنها را مگر حلال زاده و دشمنى نمىكند با آنان