210مىرسد، و جز اين نيست كه خداى شما خداى يكتا و واحدى است.» 1 آيا رسيدن وحى به پيامبران، چيزى جز افاضه علم حق تعالى به دريافت كنندگان وحى است؟ آيه ديگرى از سوره كهف صراحت دارد كه به پيغمبر، علم لدنى آموختيم: وَ عَلَّمْنٰاهُ مِنْ لَدُنّٰا عِلْماً 2 و آموزش اين علم، چيزى جز علم غيب نيست (در اينجا نيز پيغمبر مستثنى شده است). لذا چون اين استثنائات محدود و مخصوص برگزيدگان حق تعالى است، هر كس ديگرى چنين ادعايى كند، كذاب و بازيگر است. بنابراين با توجه به آيات مذكور، دريافت وحى و افاضه علم غيب به پيامبران و رسولان برگزيدۀ خداوند اثبات مىشود.
از آنجا كه معصومين، برگزيدگان خداوند و خلفاى منصوب و منصوص رسولاللّٰه صلى الله عليه و آله مىباشند كه خداوند به وسيله خود پيامبر، آنها را برگزيده است، پس اين افاضه را نيز مىتوان به آنها تعميم داد. به عبارت ديگر، شيعه اعتقاد دارد همان پرده و حجابى كه در مقابل ديدگان عالميان است، كه نمىگذارد در اين عالم به جز آنچه ظاهر و نمايان است را ببيند، در مقابل ديدگان انبيا و اوصياى آنها نيز مىباشد. به اقتضاى زمان و مكان، همان خداى عالم الغيب كه قادر به افاضه فيض مىباشد، به هر مقدار و هر وقت كه صلاح بداند و مقتضى باشد، پردهها را از مقابل ديدگان آنها برداشته تا پشت پرده را ببينند و از اسرار غيب خبر دهند. هر گاه هم كه صلاح نباشد، پرده مىافتد و بىخبر مىمانند. به همين جهت است كه ائمه در برخى موارد، اظهار بىاطلاعى كردهاند. عبارت «اگر از خود علم غيب مىدانستم خوبىها و خيرات خود را زياد مىكردم»، 3 بدين مفهوم است كه مستقلاً از پيش خود خبرى از غيب ندارم؛ مگر آنكه پردهها بالا رود، افاضه فيض گردد و حقايق مستور و پنهان بر او مكشوف گردد.
به عبارت ديگر، شيعه معتقد است كه خلفاى رسولاللّٰه صلى الله عليه و آله بايد مانند خود آن حضرت، عالم به ظاهر و باطن امور باشند. بلكه در جميع صفات - به غير از مقام نبوت و