205مىباشد؛ چون در قرآن آمده است: وَ قٰالَتِ الْيَهُودُ لَيْسَتِ النَّصٰارىٰ عَلىٰ شَيْءٍ وَ قٰالَتِ النَّصٰارىٰ لَيْسَتِ الْيَهُودُ عَلىٰ شَيْءٍ ؛ يهود مىگفتند: نصارى بر حق نيستند، و نصارى مىگفتند: يهود بر حق نيستند.» 1 لذا منظور مرد از اين جمله، تكذيب هر دو فرقه آنها مىباشد. مراد از «ايمان به چيزى كه نديده است» آن است كه به خداى ناديدنى ايمان دارد و بالاخره منظور از «اقرار به چيزى كه خلق نشده» قيامت است كه هنوز به وجود نيامده است. سپس عمر گفت: «به خدا پناه مىبرم از هر معضلى كه على در او نباشد و اگر على نبود عمر هلاك مىشد.» 2 همچنين در جاى ديگرى گفته بود: «مباد آن روزى كه مشكلى برايم پيش آيد، و على عليه السلام در دسترس نباشد» 3، يا خطاب به ساير صحابه پيامبر خدا مىگفت: تا على عليه السلام در مسجد است احدى حق ندارد زبان به فتوا بگشايد.» 4
و نظير اين وقايع در تاريخ زياد نقل شده است. 5