153بيمارى به ابوبكر و عمر فرمود: «خدا و ملائكه را به شهادت مىگيرم كه شما دو نفر مرا خشمگين نموده و رضايتم را جلب نكرديد. اگر پيامبر خدا را ملاقات كنم، شكايت شما را نزد او خواهم نمود.» و نيز مىگويد: «فاطمه عليها السلام از ابوبكر و عمر غضبناك شد و آنها را به همين حال ترك نمود تا دار فانى را وداع گفت.»
حال خبر فوق را در كنار حديثى بگذاريد كه امام احمد حنبل در مسند و سليمان قندوزى در ينابيع الموده آوردهاند كه: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «فاطمه پاره تن من، نور چشم من، ميوه دل من و روح من است كه بين دو پهلوى من قرار دارد. و هر كس او را بيازارد مرا آزرده است. هر كس فاطمه را به غضب آورد مرا به غضب در آورده است.
هر كس او را اذيت كند مرا اذيت كرده و كسى كه مرا اذيت كند خدا را اذيت نموده است.» 1 ابن حجر مكى نيز در صواعق و ابو العرفان الصبان در اسعاف الراغبين از رسول اللّٰه صلى الله عليه و آله آوردهاند كه فرمود: «اى فاطمه! به درستى كه خداوند از غضب تو غضبناك و از رضاى تو خرسند مىگردد.» 2
جالب است كه عدهاى متعصب، به منظور تبرئه نمودن اسلاف خويش، سفسطه نموده و غضب را به دو قسمت دينى و احساسى تقسيم كرده، مىگويند: «غضب مورد اشاره در احاديث رسولاللّٰه صلى الله عليه و آله غضب دينى است، در صورتى كه غضب فاطمه در قضيه فدك غضب احساسى و غير دينى است. مانند خشم و غضب كسى كه در موقع نرسيدن به هدف، تغيير حالت داده و اين نوع غضب در او آشكار گشته و متاثر مىشود، فاطمه عليها السلام نيز در آن هنگام نيز چنين غضبى را داشته است. به همين جهت غضب احساسى و غير دينى فاطمه عليها السلام در قضيه فدك غضب پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و پروردگارش را به دنبال ندارد. به