152داده و او از پيغمبر است.» 1 حال شهادت شرعى كسى را كه در قضيه فدك شاهد پيغمبر بوده است، رد مىكنند و مىگويند: چون على عليه السلام در اين قضيه ذينفع مىباشد، پس شهادتش تمايل به نفع خود دارد و لذا شهادتش مردود است. براى كسى كه شهادت على عليه السلام را - كه مورد تصديق قرآن است - رد كند چه حكمى مىتوان داد؟ آيا اين آزار و اذيب و سب مولا متقيان على عليه السلام و متعاقباً پيغمبر صلى الله عليه و آله نيست؟
حديث ديگر:
بخارى در صحيح، احمد حنبل در مسند، خوارزمى در مناقب و بسيارى ديگر آوردهاند كه پيامبر خدا، موى خويش را به دست گرفته و فرمود: «يا على! هر كس به مويى از تو آزار رساند مرا آزار داده و هر كس مرا بيازارد خدا را آزار رسانده است. پس لعنت خدا بر كسى كه خدا را اذيت نمايد.» 2 راويان اين حديث، هر كدام تار موى خود را به دست گرفته و نشان دادند كه شخص پيغمبر اين گونه موى خود را به دست گرفت و اين حديث را درباره آزار و اذيت على عليه السلام بيان نمود. سيد بن ابوبكر بن شهاب الدين در كتاب «رشفة الصادى» از پيامبر خدا عليه السلام چنين روايت كرده است: «هر كس مرا از طريق عترتم اذيت نمايد، پس لعنت خداى بر او باد.» 3
آيا ملك متصرفى فاطمه عليها السلام را غصب نمودن و نان اولادهاى فاطمه را بريدن و رد شهادت على، آزار و اذيت پيغمبر خدا نخواهد بود. و موجب لعنت خدا بر آنان نيست؟
نارضايتى فاطمه عليها السلام تا دم مرگ و تا واپسين لحظات زندگى ادامه داشت. چنانچه ابومحمد عبداللّٰه بن مسلم دينورى در «الامامة و السياسه» مىگويد: فاطمه عليها السلام در بستر