148در زمره كفار خواهى بود، زيرا شهادت پروردگار دربارۀ طهارت فاطمه عليها السلام را رد كردهاى. مگر نمىدانى كه خداوند فرموده است: «خداوند اراده نموده است كه شما اهلبيت را پاك و پاكيزه گرداند و هر زشتى و بدى را از شما بزدايد.» مگر اين آيه در حق ما نازل نشده است؟
پس از اقرار ابوبكر به نزول اين آيه، امام على عليه السلام افزود: تو ادعاى فاطمه عليها السلام را كه خداوند به طهارتش گواهى داده نمىپذيرى، ولى شهادت عربى را كه بر پاشنه پاى خود ايستاده و بول مىكند مىپذيرى!! امام على عليه السلام پس از گفتن اين جملات راهى منزل شد.
هياهوى عجيبى در بين مسلمين به راه افتاد و همگى حق را از آن على و فاطمه عليهما السلام مىدانستند و عمل ابوبكر را تقبيح نمودند. ابن ابىالحديد مىنويسد: در اين هنگام ابوبكر بالاى منبر رفت و از مردم خواست كه به حرف كسى گوش ندهند. او فحاشى و ناسزاگويى به فاطمه و على عليهما السلام را چنين آغاز كرد: «نعوذ باللّٰه او روباهى است كه شاهدش دمش مىباشد. او ماجراجو و بر پا كننده فتنه و فساد است كه فتنههاى بزرگ را كوچك نشان مىدهد، و مردم را به فساد و فتنه ترغيب و تشويق مىكند. او از زنانى چون امطحال زانيه كمك و يارى مىطلبد.» 1 اين فحشها و اهانتهايى بود كه پيرمرد مصاحب رسول اللّٰه صلى الله عليه و آله به اين دو محبوب و يادگار رسولاللّٰه صلى الله عليه و آله نثار كرد.
امروزه نه فقط شيعيان، بلكه علماى اهل سنت از اين كلمات متعجباند. مثلاً ابن ابىالحديد در شرح نهج البلاغهاش مىنويسد: از استاد خودم «ابو يحيى نقيب زيد البصرى» پرسيدم كه مخاطب اين كنايهها چه كسى بوده است؟ او گفت: كنايه نبوده بلكه صراحت كلام است. گفتم استاد، اگر صراحت مىداشت كه من مىفهميدم و سؤال نمىكردم. استادم گفت: آرى سلطنت همين است!! يعنى هر عمل زشتى را براى حفظ آن مرتكب مىشوند.
حال نسبتهايى را كه ابوبكر به آنها داد نظير روباه، دم روباه، فتنه گر مصاحب زن