106اما در مورد بيعت على عليه السلام ، همانطور كه بخارى در جلد سوم صحيح و مسلم در جلد پنجم صحيح خود مىنويسند، بيعت على بعد از وفات فاطمه عليهم السلام بوده است. فاطمه عليهم السلام هم چند ماه پس از رحلت پيغمبر فوت كرده است. مسعودى در مروج الذهب مىگويد:
«هيچ يك از بنىهاشم تا وقتى كه فاطمه عليهم السلام وفات يافت، با ابوبكر بيعت نكردند.»
على عليه السلام را هم با زور شمشير، آتش زدن خانهاش و تهديد به گردن زدن، مجبور به بيعت با ابوبكر كردند. حداقل 12 نفر از مورخين اهل سنت، خبر فوق را نقل كردهاند.
براى مثال:
1 . ابو جعفر بلاذرى؛
2 . احمد بن يحيى بن جابر البغدادى؛
3 . ابن ابىالحديد معتزلى در شرح نهج البلاغه؛ 1
4 . محمد بن جرير طبرى؛
5 . ابن خزابه در كتاب غرر؛
6 . ابن عبد ربه در جزء سوم عقد الفريد؛
7 . ابو محمد عبداللّٰه ابن مسلم بن قتيبة بن عمرو الباهلى الدينورى در جلد اول تاريخ الخلفا الراشدين؛
8 . احمد بن عبدالعزيز جوهرى؛
9 . ابو وليد محب الدين محمد بن الشحنه الحنفى در كتاب «روضة المناظر فى اخبار الاوائل والاواخر» و
10 . ابىالحسن على بن الحسين مسعودى در كتاب «اثبات الوصيه» مضمون اين خبر را با مختصر تفاوتى چنين روايت كردهاند: 2
«ابوبكر به عمر گفت: برو آنها را بياور تا با من بيعت كنند. اگر از آمدن هم خوددارى كردند با آنها قتال كن. پس عمر همراه اسيد بن خضير و سلمه بن اسلم و عدهاى ديگر به در خانه فاطمه عليها السلام رفتند. آنها با خود هيزم بسيارى بر در خانه فاطمه عليها السلام