98كرده و حاجتى به بحث و مجادله و رجوع به منابع لغوى نمىماند. در واقع مشيت الهى و تدبير پيامبر اجزاى واقعه را بگونهاى مرتب گردانده كه هيچ صاحب خرد منصفى در فهم مقصود سخن دچار ترديد نشود. اين قرائن عبارتند از:
1 - نحوهى ابلاغ پيام رسول خدا در غدير خم كمنظير و استثنايى بوده است. اينكه پيامبر صلى الله عليه و آله دهها هزار نفر مسلمان را در راه بازگشت از حج به هنگام ظهر در دشتى سوزان و آفتاب داغ و پيش از آنكه قافلههاى سرزمينهاى مختلف از يكديگر جدا شوند، يكجا گردآورد به پيشگامان فرمان دهد برگشته، عقب افتادگان را منتظر بماند تا از راه برسند، به درستى گواهى مىدهد كه پيام و سخن پيامبر خدا نمىتواند از طراز پيامهاى معمولى و عادى باشد. بسيار شگفت است كه در چنين حالتى كه همگان كنجكاوانه در انتظار دريافت خبر مهمى هستند از دوستى و يارى و خويشاوندى على عليه السلام خبر دهد.
امرى كه نه در على عليه السلام محصور بوده 1 و نه كسى از آن بى خبر است.
2 - به تصريح بسيارى از مفسران و مؤلفان اسباب النزول در پيشاپيش واقعه و قبل از آنكه پيامبر صلى الله عليه و آله به گردآمدن مردم فرمان دهد آيهى: يٰا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مٰا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمٰا بَلَّغْتَ رِسٰالَتَهُ وَ اللّٰهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النّٰاسِ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكٰافِرِينَ نازل گشته است 2. دربارهى اين آيهى كريمه چند نكته در خور توجه است:
نخست آنكه: نزول آيه در غدير خم و ارتباط آن با اين واقعه گواهى مىدهد كه حديث غدير در زمرهى اخبار عادى از سوى خود پيامبر نبوده بلكه به وحى و فرمان الهى