57چنانچهشخصىبه حقيقت آن التفات يابد در ترك آن هيچ عذرى ندارد ولى اين واقعيت را هم نبايد از نظر دور داشت كه اغلب پيروان مذاهب بلكه متدينان به اديان و مذاهب از طبقات ميانه و پايين اجتماع و از عقلانيتى در حد متوسط برخوردار مىباشند. آنان اگر در طاعت الهى و تحصيل اخلاق و فضيلت بكوشند و به ورطهى ستم و گناه درنيفتند چه بسا مشمول لطف و رحمت پروردگار واقع شده و به بهشت او اندر آيند. همينان اگر حقايق مربوط به ولايت معصومين برايشان عيان شده و شبههها به كنار رود به راحتى تسليم حقيقت مىشوند. بنابراين به حكم عقل سليم اين گروه استحقاق عقاب نمىيابند.
از جمله نكات ديگر قابل تأمل در مسأله اينكه گفتهى مشهورى است كه انسان بايد در مسائل اعتقادى بكوشد طوق تقليد از ديگران را از گردن برداشته و آزادانه به جستجوى حقيقت بپردازد. اما آيا مىتوان اين انتظار را در بالاترين حد آن از عموم مردم داشت؟ آنجا كه مىنگريم نه تنها تودهى انسانها بلكه حتى اهل انديشه و نظر هم در گرايشهاى خود به انحاى گوناگون متأثر از شرائط زمانى، مكانى، عرفهاى رايج، برداشتهاى غالب زمانه و غيره بوده و اساساً طبيعت آدمى با محدوديتهاى گوناگون احاطه شده و با اين وجود كجا مىتوان انتظار داشت كه به صورت مطلق، كار تحقيق و جستجوى همه جانبهى حقيقت با نتايج و دستاوردهاى كامل به فرجام رسد؟ آيا اين واقعيت انكار ناپذير ما را وادار نمىسازد كه دست از سخت سرى برداشته بيشتر انسانها را در جهل خود بىتقصير بدانيم. نكتهى ديگر آنكه تمام تهديدهاى قرآن و روايات در خصوص عذاب انسانها بر محور عناد و انكار دور مىزند. كسانى به حق گرفتار عذاب ابدى خواهند شد كه عالمانه و عامدانه از حقيقتها رويگردان شده باشند. بنابراين مىتوان ادعا كرد رواياتى كه مخالفان را به عذاب تهديد كرده ناظر به اشخاصى است كه از سر عناد و ستيزهجويى نخواستهاند به خاندان رسالت و معادن كمال و فضيلت باور آورده و با آن بزرگواران راه دشمنى و خصومت پيش گرفتهاند. 1 بر اين اساس اغلب