56در مرحلهى ديگر بحث اين سؤال مطرح مىشود كه آيا طريق نجات از عذاب اخروى چه بوده و نجات يابندگان چه كسانى مىباشند؟
ممكن است كسى به راحتى پاسخ دهد كه نجات و رستگارى آخرت تنها در گرو ايمان به ولايت ائمهى معصومين و اطاعت آن بزرگواران است. البته به عنوان يك شيعى عقيدهمند جز اين نتوان ملتزم گشت كه معرفت درست يافتن به ساحت آن پاكان و ولايت ايشان را به عنوان يك اصل عقيدتى مهم و منشأ تمام رفتارها و جهتگيرىهاى دينى پذيرفتن، شخص را به بالاترين مدارج كمال و سعادت نائل خواهد كرد ولى آيا اين بدان معنى است كه خيل انبوه انسانهاى معتقد به مذاهب و مرامهاى ديگر جملگى راه به سمت دوزخ مىبرند و سرنوشتى جز عذاب دردناك اخروى در انتظارشان نيست؟ شايد از ظاهر برخى از روايات كه شرط قبولى هر طاعتى را عقيده به ولايت دانسته و مخالفان آنرا به عذاب الهى تهديد كرده 1 جز اين معنا فهميده نشود ولى اين سؤال همچنان نيازمند به تأمل مىباشد. آنچه كه از مبانى شريعت و مذهب برمىآيد آن است كه علم و آگاهى منجرِّ تكليف و مسؤوليت مىباشد و شخص جاهل و ناآگاه مادامى كه منشأ جهل او قصور باشد تكليف در حق او تنجز نمىيابد. به گفتهى اصوليان يكى از شرايط تنجز تكليف علم و التفات بدان بوده و جاهل قاصر بر جهل خود مؤاخذه نمىشود. بدين ترتيب ميان جهل قصورى و تقصيرى تفكيك نمودهاند. بى گمان در پهنهى عالم تشريع حقايق بىشمارى وجود دارد ولى آيا همهى بندگان خدا به راحتى مىتوانند تمام حقايق را صيد كنند و آيا انسانهايى كه دستشان از بخشى از حقايق كوتاه مانده تكليفشان چيست؟ آيا بايد خود را براى عذاب ابدى مهيا كنند؟ بى گمان عقل سليم و فطرى اين معنا را براى جاهلان قاصر نمىپذيرد.
موضوع ولايتمدارى ائمهى اهل بيت هم از جمله حقايق برترى است كه اگر