55ديگر سخن اينكه، اين پندار كه هركس قائل به تقديم دو خليفهى نخست بر على عليه السلام باشد ناصبى ناميده مىشود، قطعاً نادرست و بر خلاف واقع مىباشد. چرا كه مفهوم نصب عبارت است از دشمنى و عداوت على عليه السلام و خاندان او و چون در تاريخ بنگريم ناصبيان عبارت بودهاند از اعوان ظلمه و كارگزاران دستگاه جور امويان و غيره و بدرستى ثابت شده كه اساس دشمنى با عترت پيامبر توسط معاويه و بستگان و ملازمان او نهاده شد و ترديدى در اين معنى نيست كه دشمنى با اساس نيكىها و مبدأ فضيلتها كشف از پليدى باطن و بدنهادى شخص مىكند. 1 و نيز به دليل ضرورت ثابت شده كه تمامى مذاهب شناخته شدهى اهل سنت بر محبت و دوستى على عليه السلام و عترت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله اجماع و اتفاق نمودهاند 2 اين در حالى است كه اغلب آنان به مقتضاى مذهب خود به تقديم شيخين هم باور يافتهاند و با وجود اين اطلاق ناصبى بر آنان بىدليل است.
امام خمينى قدس سره با اشاره به رواياتى كه بدانها استدلال شده بر اينكه هر كه معتقد به خلافت شيخين بوده و آن دو را بر على عليه السلام تقديم بدارد 3 و يا هر آنكس كه دشمنى شيعه را در دل داشته باشد ولى خود را خصم اهل بيت نداند ناصبى گفته مىشود 4، اين روايات را سنداً و دلالتاً مخدوش دانسته و خود با استناد به دليل تبادر و اجماع عملى فقهاى اماميه بر اين باور قرار مىگيرد كه ناصبى كسى است كه با خود ائمه سركينه و دشمنى داشته باشد و هيچ معناى ديگرى براى آن پذيرفته نيست. 5
بنابراين تا به اينجا معلوم گشت پيروان مذاهب اهل سنت همگى حقيقتاً مسلمان بوده و روا نيست بر آنان كافر، ناصبى و منكر ضرورى دين اطلاق شود.