204
«هٰؤُلاٰءِ شُفَعٰاؤُنٰا عِنْدَ اللّٰهِ »
«اينان شفيعان ما نزد خدا هستند.» 1
روى همين انديشۀ باطل كه آنها مالك مقام شفاعت هستند، آنها را پرستش كرده، و پرستش آنها را مايۀ تقرب به درگاه الهى مىپنداشتند، آنجا كه مىگفتند:
«مٰا نَعْبُدُهُمْ إِلاّٰ لِيُقَرِّبُونٰا إِلَى اللّٰهِ زُلْفىٰ » 2
«ما آنها را نمىپرستيم مگر براى اين كه ما را به خدا نزديك سازند.»
خلاصه، هر نوع عملى كه از چنين احساسى سرچشمه بگيرد و حاكى از يكنوع سرسپردگى باشد، عبادت شمره خواهد شد. در برابر آن، هرگونه رفتارى كه از چنين اعتقادى سرچشمه نگيرد و فردى بدون داشتن چنين اعتقادى در برابر موجودى خضوع كند و يا تكريم و تعظيم نمايد، عبادت و شرك نخواهد بود؛ مثلاً سجدۀ عاشق براى معشوق، فرمانبر بر فرمانده، زن بر شوهر و...
عبادت نيست، گر چه در دين مقدس اسلام حرام است، زيرا بدون اذن خدا هيچ كس نمىتواند حتى صورت عبادت را (البته صورت عبادت نه خود آن) دربارۀ كسى انجام دهد، مگر اين كه به فرمان و اذن او باشد.
نتيجه بحث
تا اينجا توانستيم شما را، به گونهاى روشن، با حقيقت «عبادت» آشنا