202كه منزلگاههاى بنى حارث بن خزرج است،به ابو بكر رسيد.
همچنين«سنح»جايى است نزديك كوه طىء كه خالد بن وليد هنگام جنگهاى ردّه،در آنجا فرود آمد و عدىّ بن حاتم نزد وى آمد و اسلام آوردن قبيلۀ طىء را به آگاهى وى رسانيد.
سوارق:
وادىاى است نزديك سوارقيه كه در متن اقطاع نامۀ پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله به زبير، از آن ياد شده است.
سوارقيّه:
(به فتح اول و ضمّ آن)،اين كلمه به صيغۀ تصغير(سويرقيه)نيز آمده است.ياقوت مىنويسد:دهكدهاى بوده متعلق به ابو بكر،ميان مكه و مدينه.
سوارقيه در چهل كيلومترى جنوب غربى مهد الذهب قرار دارد و هنوز هم به همين نام معروف است و سرزمينى زراعى است و يكى از روستاهاى آن، جصّه مىباشد.
«حبس سبل»در نزديكى سوارقيه واقع شده؛همانجايى كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله خبر داد كه از آن آتشى خارج مىشود كه از روشنايى آن،گردنهاى شتران در بصرى نمايان مىگردد.بعضى گفتهاند:
حبس سبل در حرّۀ شرقى مدينه است.
سواع:
(به ضمّ اول)،نام بتى در«رهاط»بوده است-«رهاط».
سوق بنى قينقاع:
بازار بزرگى بوده در زمان جاهليت،كه هر سال بارها در جنوب مدينه يا منطقۀ عاليۀ آن برپا مىشده است.
سوق حكمه:
جايى است در نواحى كوفه، منسوب به حكمة بن حذيفة بن بدر.وى در اين محل سكنى گزيده بود.امّ حكمه:
همان امّ قرفه است كه مردم را عليه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله مىشوراند و از اين رو، زيد بن حارثه او را در خانهاش به قتل رساند.
سوق المدينه:
بازارى است كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله آن را در مدينه راه انداخت.اين بازار در مكانى است كه بعدها به نام«المناخه»خوانده شد و از مسجد غمامه در جنوب تا باب الشامى در شمال را در بر مىگيرد.امروزه كتابخانۀ ملك عبد العزيز در اين بازار قرار دارد و تونل در غرب مسجد النبى.