201
سمره:
درختى بوده كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله از آنجا محرم مىشد و به تدريج نام آن براى آن مكان علم شد.سمره در «ذو الحليفه»(مسجد شجره)واقع است و هر كس براى حج يا عمره از آنجا بگذرد از همانجا نيت احرام مىكند.
سمعان:
(دير)،موضعى است در شام كه قبر عمر بن عبد العزيز در آنجا است.
سميره:
1
مصغّر«سمره»است و«سمره» درخت بيابانى معروفى است.عمره دختر دريد بن صمّه،در شعرى كه در رثاى پدرش كه در جنگ حنين در نخله كشته شد،اينگونه سروده و اين نام خاص را آورده است:
لعمرك ما خشيت على دريد
ببطن سميرة جيش العناق
سمينه:
در خبر وفات امّ المؤمنين،زينب بنت جحش آمده است:قبر او را در بقيع كندند و از سمينه خشت آوردند و قبر را پوشاندند.سمينه آنگونه كه در معجم المعالم معرفى شده،از مدينه دور است و من در اطراف و نواحى مدينه جايى به اين نام شناسايى نكردم.شايد سمينه وصفى براى يك زمين باشد و نه اسم خاص.بر اين اساس،«سمينه»مؤنث «سمين»است به معناى زمينى كه در آن سنگ نباشد.در حومۀ مدينه«سمينان» داريم كه مصغّر«سمنان»است و وادىاى است كه راه ميان صلصله و خيبر،در كيلومتر سى و هشت صلصله، آن را قطع مىكند.صلصله در راه مدينة النبى به تبوك واقع است.
سناجيّه:
به وزن«كراهيّه»و«رفاهيّه»،دهى بوده نزديك عسقلان در فلسطين.به گفتۀ برخى:از اعمار و توابع رمله و دهكدۀ ابو قرصافه،صحابى پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله بوده است.
سنح:
(به ضمّ اول و سكون دوم)،جايى است در عوالى مدينة النبى(در قسمت بالاى مدينه)كه ابو بكر هنگام ازدواج با مليكه و به قولى:حبيبه دختر خارجة بن زهر 2انصارى در آنجا سكونت داشت.
خبر رحلت پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله نيز در سنح،