384معطوف و معطوف عليه و ظاهر آنست كه مراد از محسنان اينجا متقيانست چنانكه جملۀ معترضه اول دلالت مىكند بر آن يا شاكرانست چنانكه جملۀ معترضۀ ثانى دالست بر آن.
[آيۀ نهم در رؤياى صادقۀ پيامبر در ورود به مسجد الحرام]
الاية التاسعة قوله تعالى فى سورة الفتح لَقَدْ صَدَقَ اَللّٰهُ رَسُولَهُ اَلرُّؤْيٰا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ اَلْمَسْجِدَ اَلْحَرٰامَ إِنْ شٰاءَ اَللّٰهُ آمِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُؤُسَكُمْ وَ مُقَصِّرِينَ لاٰ تَخٰافُونَ فَعَلِمَ مٰا لَمْ تَعْلَمُوا فَجَعَلَ مِنْ دُونِ ذٰلِكَ فَتْحاً قَرِيباً. (28) يعنى هر آينه بتحقيق راست گوى گردانيد خداى تعالى فرستادۀ خود را كه محمد است در خوابى كه ديد به راستى هر آينه در خواهيد آمد در مسجد الحرام اگر خواهد خداى تعالى در آمدن شما را در مسجد الحرام در حالتى كه امن باشد از كافران مكه در حالتى كه تراشنده باشيد سرهاى خود را و كوتاه گرداننده باشيد مويهاى خود را در حالتى كه نترسيد از كسى پس دانست خداى تعالى چيزى را كه ندانستيد شما پس ميسر گردانيد غير اين كه مذكور شد فتحى نزديك.
بعضى مفسران گفتهاند كه پيغمبر صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم در مدينه پيش از رفتن به جانب حديبيه در خواب ديد كه مسلمانان در آمدند در مسجد الحرام با امن و سر تراشيدند و موى كوتاه كردند و چون حكايت فرمود خواب مذكور را بر اصحاب همه خوشحال شدند و گمان بردند كه در همان سال درخواهند آمد بمسجد الحرام پس چون به حديبيه رسيدند و اهل مكه منع كردند ايشان را از درآمدن در مكه منافقان گفتند نتراشيديم و نه موى كوتاه كرديم و نه درآمديم در مسجد الحرام.
تا آن كه عمر گفت شك نكردم در صدق و حقيقت پيغمبر صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم از آن روزى كه