383تسميه در نحر.
و احتمال دارد كه مراد از بدن مطلق شتران قربانى باشد عامتر از آن كه هدى حج تمتع باشد يا هدى حج قران يا اضحيه و برين تقدير (كلوا و اطعموا) محمول باشند بر قدر مشترك ميان وجوب و ندب.
و اسم اشارت در قول او كذلك اشارتست به مصدر (جَعَلْنٰاهٰا لَكُمْ) يعنى هم چنان كه گردانيديم شتران قربانى را از براى شما از جملۀ علامتهاى عبادتهاى حج مسخر گردانيديم آنها را از براى شما چنانكه هر چه خواهيد بر ايشان مىتوانيد كرد و با وجود قوت بدن كه دارند سركشى نمىكنند و اين نيز از جملۀ نعمتهاى عظيمه است كه شكر بر آن واجبست.
و كلمۀ لن در (لَنْ يَنٰالَ اَللّٰهَ) بمعنى تأكيد است و تأييد و مراد آنست كه بمجرد بخشيدن گوشت قربانى و ريختن خون ايشان رضاى خداى تعالى حاصل نمىشود بلكه موقوفست حصول رضاى الهى بر تقوى و پرهيزكارى از مخالفت اوامر و نواهى و اخلاص در امتثال آن و چون تسخير حيوانات عظيمۀ مشتمله بر خير كثير از جملۀ نعمتهاى بزرگ حق سبحانه و تعالى است تكرار فرمود ذكر آن را جهة مبالغه در وجوب شكر بر آن چنانكه قول او (لِتُكَبِّرُوا اَللّٰهَ عَلىٰ مٰا هَدٰاكُمْ) اشارتست به آن.
و ما در (مٰا هَدٰاكُمْ) احتمال دارد كه مصدريه باشد و احتمال دارد كه موصوله باشد يا موصوفه بحذف عائد و قول او (وَ بَشِّرِ اَلْمُحْسِنِينَ) عطف است بر صيغههاى امر مذكور به تخصيص خطاب اينجا به رسول خدا صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم كه بشير و نذير بحسب حقيقت اوست و برين تقدير قول او (لَنْ يَنٰالَ اَللّٰهَ) به آن چه متعلق است به او.
و قول او (كَذٰلِكَ سَخَّرَهٰا) با آن چه متعلق است به او جملههاى معترضهاند ميان