364و فرض در اصل لغت بمعنى تقدير است [1]و در شرع بمعنى واجب گردانيدنست و اينجا مراد واجب گردانيدن حج است بر خود به نيت كردن و احرام بستن و شروع در آن.
و مراد از رفث [2]جماع است و از فسوق [3]كذب و از جدال [4]گفتن لا و اللّٰه و بلى و اللّٰه چنانكه مختار اصحاب ماست.
و قرائت مشهور در هر سه اسم لا، فتح است و برين تقدير كلام جملۀ خبريه است بمعنى انشاء يعنى بايد كه جماع و كذب و جدال واقع نشود در حج يا آن كه مراد از رفث و فسوق و جدال مشروع است تا كذب لازم نيايد يعنى امور مذكور مشروع نيست در حج اگر چه گاهى واقع شود بر خلاف شرع يا آن كه مبنى است بر تنزيل امور مذكوره كه واقع شود بر خلاف شرع به منزلۀ عدم چنانكه در قول خداى تعالى (لاٰ رَيْبَ فِيهِ) گفتهاند.
و بعضى قراء رفث و فسوق را برفع خواندهاند و جدال را بفتح و برين تقدير نفى جدال بهمان معنى است كه در قرائت مشهوره مذكور شد و نفى رفث و فسوق برين تقدير نيز بهمان معنى باشد كه در قرائت مشهوره مذكور شد و تغيير