365لفظ مجرد تفنن باشد يا تنبيه باشد بر آن كه جزاء من فرض لا رفث و لا فسوق است بتقدير (لا رفث و لا فسوق له و لا جدال فى الحج) عطف است بر مجموع شرط و جزاء چنانكه متبادر است از لفظ فى الحج بلكه در قرائت مشهوره نيز ظاهر آنست كه قول او (وَ لاٰ جِدٰالَ فِي اَلْحَجِّ) عطف باشد مجموع شرط و جزائيه بر جزاء.
و مؤيد اينست حديث نبوى صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم كه فرموده است: (من حج فلم يرث و لم يفسق خرج كهيئته يوم ولدته امه) يعنى كسى كه حج به جاى آورد و جماع نكند و دروغ نگويد در اثناى حج، بيرون آيد از حج مثل آن كه در روز ولادت ما در اواو را از شكم بيرون اندازد يعنى همۀ گناهان او آمرزيده شود و بىگناه شود چنانكه در آن روز بى گناه بود اگر چه بر هر تقدير احتمال دارد كه قول او و لا جدال فى الحج عطف باشد بر جزاء.
و مراد از قول او (وَ مٰا تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ يَعْلَمْهُ اَللّٰهُ) ترغيب و تحريص است بر اعمال خير در حج بعد از نهى از اعمال شر و ازين جهت تخصيص نمود خير را بذكر و الا علم خداى تعالى شامل است به خير و شر و مخصوص نيست بخير.
و مراد از تزود اختيار عمل صاحب است بطريق استعارۀ تمثيليه چنانكه متبادر است از سابق و لا حق كلام و احتمال دارد كه مراد معنى حقيقى تزود باشد كه زاد برداشتن است.
و مؤيد اينست آن كه بعضى مفسران در سبب نزول اين آيت گفتهاند كه جمعى از اهل يمن هر گاه بحج مىآمدند زر برنمىداشتند و مىگفتند كه ما توكل مىكنيم بر خداى تعالى زيرا كه به زيارت خانۀ او مىرويم پس البته ما را طعام خواهد داد و ازين جهت معيشت مؤنت ايشان بر ساير مردم واقع مىشد پس اين آيت نازل شد.