286
و مع العجز يفض ثمن البدنة على البر و يطعم ستين مسكينا لكل مسكين مدان و ما زاد عن ستين له و لا يجب عليه ما نقص عنه و لو عجز صام عن كل مدين يوماً فان عجز صام ثمانية عشر يوماً و في بقرة الوحش و حماره بقرة فان لم يجد فضّ ثمنها على البر و يطعم ثلثين مسكيناً لكل واحد مدان و لا يجب عليه التتميم و الفاضل له و ان عجز صام عن كل مديوماً فان عجز صام خواهد آمد]در مرحلۀ دوّم اگر از دادن يك شتر عاجز است [در اثر نبودن آن]به اندازۀ قيمت آن بايد گندم خريدارى كند و شصت مسكين را اطعام نمايد و بايد به هر مسكينى دو مدّ طعام بپردازد [120 مد طعام]آنگاه اگر قيمت شتر معادل شد با يكصد و بيست مد طعام كه باقيمانده ندارد و اگر اضافه شد مبلغ زائد مال خود مالك خواهد بود و اگر كمتر شد يعنى با پول يك شتر مثلاً صد مدّ طعام خريدارى كرد كه به هر فقيرى دو مدّ نمىرسد باز هم همان مقدار كافى است و ملزم نمىشود كه پول بيشترى داده و براى هر فقيرى از شصت نفر دو مد طعام خريدارى كند.
در مرحلۀ سوّم اگر اينهم مقدور نبود عوض هر دو مدّ طعام يك روز بايد روزه بگيرد يعنى در مجموع شصت روز روزه بگيرد.
در مرحلۀ چهارم اگر آنهم مقدورش نبود بايد هيجده روز روزه بگيرد و اگر كمتر بود كمتر كفاره گاو وحشى و خر وحشى يا گورخر:
در مرحلۀ اوّل بايد يك گاو فديه [كفاره]بپردازد به مستحقين كفاره.
و در مرحلۀ دوّم اگر گاوى نيابد بهاى آن را گندم خريدارى كند و سى نفر فقير را اطعام كند كه به هر كدام دو مد طعام بپردازد باز اگر بهاى گاو معادل و مساوى با شصت مدّ گندم شد كه هيچ و اگر زيادتر از آن شد زياده از آن مالك خواهد بود و اگر كمتر شد تتميم و تكميل واجب نيست.
و در مرحلۀ سوّم اگر ندارد كه قيمت گاو را بپردازد عوض از هر دو مدّ طعام يك روز روزه بدارد يعنى سى روز روزه بگيرد و در مرحلۀ چهارم اگر نتواند نه روز