86فلسفه جنگ و ستيز از بين برود. انعقاد پيمان، نه تنها با مهاجران قريش، قبيله «اوس» و قبيله «خزرج»، بلكه براى قبايل مختلف يهودى نيز اين امكان فراهم است كه در كنار امت اسلامى، زندگى مسالمتآميزى داشته باشند. روح اين پيمانها همچون منشور مدينه تأمين وحدت اسلامى است با پيوند قبيلههاى مختلف و تأمين صلح، آزادى و امنيت براى همه مردم به رغم اختلاف در هر زمينه، حتى در باورهاى دين. در منطق پيامبر(ص) جهاد پاسخى است به مخالفان توحيد و وحدت و تلاشى براى جراحى جامعه بشرى - بر حسب ضرورتهاى اجتنابناپذير - و ريشهكن كردن كانونهاى زورگويى و سركوبى دشمنان صلح و آزادى.
پيامبر اسلام(ص) حتى قبل از بعثت، بر اصل تنظيم روابط عادلانه ميان قبايل، بر پايه پيمان اصرار مىورزيد و مكرر مىفرمود: «لقد شهدت في دار عبد اللّهبن جدعان حلفاً ما أحبّ أنّ لي به حمر النعم و لو دعيت به في الإسلام لأجبت». 1«من در خانه عبداللّهبن جدعان، در جاهليت شاهد بستن پيمان مشترك جهت حمايت از مظلومان، ميان نمايندگان قبايل مختلف عرب بودم، و چنان بر اين پيمان دل بسته بودم كه حاضر نبودم در ازاى نقض آن، صاحب پر بهاترين شتران باشم. اگر در اسلام به چنين پيمانى دعوت شوم، فوراً اجابت خواهم كرد.»
پيامبر(ص) در راه مكه، پيش از برخورد با قريش و بسته شدن پيمان حديبيه، بارها مىفرمود:
«لا يسألوني خطة يعظمون فيها حرمات الله إلاّ أعطيتهم إيّاها». 2«از من وسيلهاى كه موجب تعظيم به حدود الهى است، نخواهند خواست، مگر اينكه بىدرنگ به آنها خواهم داد.»
نيز آن حضرت، از پيمان صلحى كه مسلمانان بعدها با «روم» مىبستند، پيشاپيش خبر داد: «إنّ الروم سيصالحكم صلحاً أمناً». 3«روميان با شما به صلحى توأم با امنيت اقدام خواهند كرد.»