85حضرت با ملتهاى مختلف امضا شده است و در تمامى موارد تا هنگامى كه ملتهاى غير مسلمان به پيمان خود وفادار بودهاند، دولت اسلامى نيز پيمان صلح را نقض مىكرده است؛ زيرا نقض پيمان از ديدگاه اسلام، گناهى بزرگ و غير قابل گذشت است. 1 «در انديشه سياسى اسلام، صلح و همزيستى به عنوان اساسىترين اصل در مناسبات بينالمللى منظور گرديده و به همين دليل در حقوق اسلامى بهرهبردارى از فرصتهاى مناسب براى تحكيم و برقرارى شرايط و پيمانهاى صلح در روابط خارجى جامعه اسلامى پيشبينى شده است. اسلام براى تحقّق بخشيدن و گسترش حالت صلح در ميان ملتها و جلوگيرى از بروز روابط خصمانه و درگيرىهاى خونين، نه تنها براى قراردادها و معاهدات بينالمللى ارزش حقوقى فوقالعاده قائل شده، بلكه اصولاً ملتها و گروههاى ديگر را نيز براى انعقاد پيمانهاى صلح دعوت كرده و به جامعه اسلامى توصيه نموده است كه در اين زمينه همواره پيش قدم باشند و از هر نوع كوششى براى برقرارى و تحكيم مبانى و شرايط و نيز گسترش آن در جامعه بشرى دريغ ننمايند و از امكانات خويش براى تحقّق بخشيدن به اين آرمان اسلامى و انسانى استفاده نمايند و در بسيارى از موارد، اين توصيه به حدّ تكليف و وظيفه الزامى رسيده و عقد قراردادهاى صلح از وظايف دولتهاى مسؤول و صلاحيتدار اسلامى به شمار رفته است و اين وظيفه در مواردى كه تمايلى از طرف دول و گروههاى غير مسلمان نسبت به عقد قراردادهاى صلح احساس مىشود، تأكيد بيشترى مىيابد.» 2
تمايل شديد پيامبر(ص) به انعقاد پيمانهاى همكارى و صلح
با مطالعه سيره و زندگى پيامبر(ص)، به روشنى مىتوان دريافت كه چگونه در فرهنگ بعثت، انسانها محور احتراماند. هر قبيله جايگاه بايسته خود را مىيابد. به آزادى انسان توجه شده است و براى زورگويى وتحميل جايى نيست. آن حضرت تمايل داشت با انعقاد پيمانها و تأكيد به همه در لزوم وفاى به قراردادها، زمينههاى تيرگى روابط و