496بخش شرقى عربستان را فراگرفت و پس از فروپاشى عثمانىها، حرمين شريفين در اختيار وهابيان قرار گرفت و بزرگترين پايگاه تبليغى را تصاحب كردند تا آنجا كه زائر خانه خدا بايد از نظر عقيدتى و فكرى و عملى و رفتارى تابع مكتب وهّابى و فقه حنبلى باشد.
اكنون پرسش اين است كه علّت آن ناكامى و رمز اين موفقيت چيست؟
در پاسخ مىگوييم: دو عنصر «مكان» و «زمان» در اين دو نتيجهگيرى مؤثر بوده است:
ابنتيميه افكار شاذ خود را در محيطى مطرح كرد كه عالمان بزرگى در شام و مصر، در سنگر دفاع از عقيده و شريعت قرار داشتند و با حضور در مناظرات علمى، مشت او را باز كردند و او ديگر نتوانست در اذهان عموم مردم تأثير بگذارد و اگر هم اثرى داشت، جنبه عاطفى بوده نه مكتبى؛ زيرا زندانى شدن يك روحانى، عواطف عوام را تحريك مىكند.
در حالىكه مروّج مكتب او، انديشه به ظاهر توحيدى را در ميان عربهاى بدوى و بيابانى دور از علم و فرهنگ مطرح كرد و توانست از بساطت و سادگى آنان كمال استفاده را بكند بهخصوص آنجا كه عمل مسلمانان را به عمل بتپرستان تشبيه مىكرد و از اين طريق روح جهادگرى را در آنان كه توأم با غنايم نيز بود احيا مىنمود.
اكنون دامن سخن را با دو پيشنهاد بر مىچينيم و كوتاه مىكنيم:
1. روحانيان كاروانها بايد زبان عربى را فراگيرند؛ زيرا بر اثر آگاهى از زبان، مىتوانند بر بسيارى از مشكلات فايق آيند و سخن خود را با منطق روشن بيان كنند. امروز بسيارى از محققان و عالمان بزرگ ما در مجالس بينالمللى، ساكت و خاموشاند؛ زيرا زبان جمع را كه همان زبان عربى و احياناً انگليسى است نمىدانند، پس ناگزيرند سكوت اختيار كنند. از اين جهت بايد زبان عربى با روشى كه مصريان براى بيگانگان