495جنوب و حجاز و تهامه و ديگر نقاط، به قصد عراق حركت كرد. وى در ماه ذىقعده به شهر كربلا رسيد و آنجا را محاصره كرد. سپاهش برج و باروى شهر را خراب كرده، به زور وارد شهر شدند و بيشتر مردم را كه در كوچه و بازار و خانهها بودند به قتل رساندند. سپس نزديك ظهر با اموال و غنايم فراوان از شهر خارج شدند و در كنار آبى به نام ابيض گرد آمدند. خمس اموال غارت شده را خود سعود برداشت و بقيه، به نسبت هر پياده يك سهم و هر سواره دو سهم، ميان مهاجمين تقسيم شد.» 1
ابن بشر، مورّخ نجدى، درباره حمله وهّابيان به نجف مىنويسد:
«در سال 1220 سعود با سپاهى انبوه از نجد و اطراف آن، به بيرون مشهد معروف در عراق (مقصود، نجف است) فرود آمد و سپاه خود را در اطراف شهر پراكنده ساخت. وى دستور داد باروى شهر را خراب كنند، ولى سپاه او زمانى كه به شهر نزديك شدند، به خندق عريض و عميقى برخوردند كه امكان عبور از روى آن وجود نداشت. در جنگى كه ميان دو طرف رخ داد، بر اثر تيراندازى از باروهاى شهر، جمعى از سپاهيان سعود كشته شدند و بقيه آنها از گرد شهر عقب نشسته و به غارت روستاهاى اطراف پرداختند.» 2
در پايان، از تذكر دو نكته ناگزيريم:
1. به تصديق تاريخ نگاران، آيين وهابيت مسلكى ساختگى است كه هيچ پيشينه تاريخى در عصر صحابه و تابعان و سه قرن نخست (كه از نظر اهل سنت خير القرون است) ندارد و در اوايل قرن هشتم، تخم آن پاشيده شد و به صورت ماده خام در لابلاى كتابها بود، سپس به وسيله محمدبن عبدالوهاب احيا شد و گسترش يافت.
2. با اينكه احمدبن تيميه از نظر فضل و دانش و قلم و نگارش، قابل قياس با محمدبن عبدالوهاب نبود، با اين حال، مكتبش در زمان او اصلًا رشد نكرد و با مرگ او نيز مرد، در حالى كه همين مكتب نيمهجان به وسيله محمد بن عبدالوهاب رشد كرد و