409اصولًا بازار برده فروشان براى ايرانىها بازارى جذاب و ديدنى و به قول ميرزا داود كه در سال 1322 از آن ديدن كرده «از جمله چيزهاى عجيب و تماشايى» شهر مكه بوده است. به گزارش وى، نوع اين افراد [نوعا] توسط اعراب دزديده شده و به قسمتى از بازار كه سرپوشيده است آورده مىشوند. آنگاه «تاجر اين كار هم مثل عمر سعد، بالاى كرسى نشسته، به محض اينكه صدا بلند مىكند، همه بر خود مىلرزند». كنيزكان كه نگران برخورد خشن اعراب ناراضىاند، اصرار دارند كه كسى آنها را خريده و ببرد. كنيزها را لباسهاى عربى خوب پوشانيدهاند، بعضى را كه مىديدم و به عربى مىگفتم ميل دارى كه تو را خريده و ببرم، التماس مىكرد كه ببريد!» 1
بخشهاى ديگر بازار هم براى ايرانىها دلپذير بود؛ چرا كه آنان به عنوان يك شيعه، معتقد بودند كه خريدن سوغاتى مستحب است. امين الدوله سفارش مىكند كه از بازار مكه براى او «عطر و تسبيح و يسر و مرجان و برد يمانى و عقيق يمنى ... و مجلداتى از كتاباللَّه مجيد كه در استانبول و اسكندريه به طبع رسيده» خريدارى كنند. 2
ايرانىها طى اين سفر كه عمومىترين به عنوان يك سفر خارجى بود، و ملل مختلف را به مناسبتهاى مختلف در آن مىديدند، مىتوانستند اخلاق خود را با اخلاق ديگران مقايسه كنند. براى نمونه، وقتى امين الدوله تلاش آرام مأموران عثمانى را در كشتى مىبيند و «اهتمام بىصدا و ادب و نجابت بىمنتهاى» آنان را مشاهد مىكند، آن را با اصطلاحات معمول ايرانىها در اين موارد مقايسه مىكند، آنگونه كه با فحش و تندى با يكديگر برخورد كرده، به هم مىگويند: «هاى پدر سوخته مگر كورى و ...» 3
زائر ايرانى در سفر حج، لزوماً مىبايست رعايت مسائل دينى و اخلاقى را مىكرد. به همين دليل، در سفرنامههاى موجود كمتر اشاره به رخدادهايى شده كه نشانى از توجه زائران به مسائل جنسى داشته باشد؛ به ويژه كه در سرزمين عربى، افزون بر تعصب اسلامى، به لحاظ سنتى نيز روى اين قبيل مسائل حساسيت وجود داشت.