408گردش بازار هم براى ايرانىها جالب توجه بوده است. در واقع، زائران بر اساس حكم استحبابى خريدن هديه از حرمين، بهطور معمول اجناسى را خريدارى مىكردند. يكى از معروفترين اين بازارها در منا بوده كه ايام توقف حجاج در آنجا از روز دهم تا دوازدهم يا سيزدهم ذى حجه، مملوّ از جمعيت فروشنده و خريدار بوده است.
در واقع اين ايام، افزون بر آن كه اعمال مذهبى در آن انجام مىگرفته، هم ايام سرور و شادى و آتش بازى بوده و هم ايام خريد و رفتن به بازار.
يكى از ديدنىترين بازارها براى ايرانيان، بازار برده فروشان بوده است كه به خاطر عرضه غلامان و كنيزكان و خواجگان سخت براى ايرانىها ديدنى بوده است. 1 نجمالملك در سال 1306 بازار برده فروشان را ديده و شرح مفصلى از آن نوشته است. وى اشاره مىكند كه «مشترى از اهل هر مملكت كه در آنجا وارد شود، با كمال مهربانى با او گفتگو مىكنند ... مگر آن كه مشترى از اهل ايران باشد، ابداً به او اعتنايى ندارند، و بلكه اگر اندك توقفى نمود، دور نيست صدمهاى به او بزنند و معامله با او را حرام مىدانند. 2
امين الدوله نيز در سال 1316 اين بازار را ديده و گزارش كرده، مىنويسد:
«آنچه معلوم شد اين بيچارهها را از عجم ترسانيدهاند و گمان مىكنند كه در دست ايرانىها جور و ظلم مىبينند، سهل است، گوشت آنها خورده مىشود». 3 يكى از كنيزكان صبا نام داشته كه فارسى هم مىدانسته است. وى مدتى در ايران كنيز حاج اسدخان بوده و سال پيش از آن، وقتى اسدخان با همسرش به حج آمده «عيال حاج اسدخان به تصور آن كه شوهرش به صبا مايل است، اصرار كرده او را در مكه فروختند و از پارسال هر كس به او مشترى شده، به تعصب تشيع تن نداده» است. اين كنيز اصرار داشت تا ايرانىها او را بخرند و «از ذلّت دستگاه برده فروشان برهانند». بالأخره امين الدوله سر غيرت آمده، با توجه به اينكه هزينه بردن اين كنيز تا ايران قريب پانصد تومان مىشود، او را خريدارى كرده است. 4