395فرداى آن روز سيد عبدالكريم نزد وى آمده، عذرخواهى كرده و اظهار مىكند «مايه معاش يك خانواده به همين آستان حوالت است.» امينالدوله به او قول داد كه پولى به او بدهد و او نيز در را به روى زوّار بگشايد. زوار نيز كه اين بار قرار نبود پولى بدهند، چون امينالدوله تقبّل كرده بود، «الحق بىمروّتى كردند و مفت خود دانسته، نقيرى به كفشدار ندادند، چه رسد به كليددار و خدمه!» امام جمعه تبريز حاج ميرزا آقا پذيرفت تا «در تبريز مبلغى معيّن كنند، همه ساله هزار تومان براى خدام اين حرم محترم عايد شود.» خود امينالدوله نيز قول مساعدت داد. امين الدوله مىافزايد: خدا حاجى محسنخان مشيرالدوله را خير ندهد كه در طهران همين شيخ جزاء نخاوله آمده بود و قرار داديم چند نفر از اين طايفه شيعى با وظيفه دولتى در بقعه بقيع مشغول خدمت شوند و كار منحصراً در دست سيد برزنجى نباشد كه با زوّار شيعه و زمره اماميه شايد عداوت داشته باشد.
تحرير فرمان و دستور استخدام را به عهده او گذاشتم، به قدرى مسامحه كرد كه پس از استعفا و انفصال من از خدمت، شيخ جزاء آيساً به مدينه برگشت». 1
به هر حال، اقدامات امينالدوله در مدينه نتيجه داده و سيد عبدالكريم زمينه را براى حضور گسترده زائران ايرانى در بقعه ائمه فراهم آورد و امينالدوله نيز قول تلافى داد. 2
كازرونى از سال 1315 خبر داده استكه «از هر آدمى يك قرانى مىگرفتند و داخل در روضه مطهره مىنمودند». 3
زائرى در سال 1331 «سلوك خدمه را با زوّار» خيلى ناگوار شمرده مىنويسد: «به هر يك، يك بليت مىدهند و يك مجيدى مىگيرند. اگر كسى نداشته باشد راه نمىدهند.» 4
دشوارىهاى مذهبى شيعيان و تقيّه
در فقه شيعه، مسأله تقيه، مسألهاى اساسى است كه هر شيعه بايد به آن وفادار باشد و به هيچ روى، از آن روى برنتابد. مصداق اين تقيه، در حرمين شريفين و در برابر اهل سنت، اين