373جماعت عجم و شيعه، فوق العاده مُقرّح قلب است. صاحبان غيرت و اربابان نفوذ و همّت را فريضه ذمّه است كه فكرى به حال اين شيعيان بيچاره بكنند. 1 وى اشاره مىكند كه «زوّار را به شتم و ضرب طرد مىنمايند و خود با كفش در داخل روضه مطهره تفرّج و تفرعن مىنمايند و استهزاى ايشان مىكنند ... به علاوه آن كه هر نفرى يك مجيدى و نيم به عنوان مزوّرى و مطوّفى مىگيرند به هر تزويرى باشد». 2
برخورد آغايان حرم مدينه با شيعه نيز در دورههاى مختلف، به صورتهاى متفاوتى نقل شده است. حجاج ايرانى به دليل شيعه بودن و ايرانى بودن، در اقليت بودند و در برابر متعصبين مذهبى اين شهر نياز به حمايت داشتند.
در برابر آنچه گذشت، بروجردى در سال 1261 قمرى از خوشرفتارى آغايان مدينه سخن گفته مىنويسد:
آغايان خواجه مدينه طيبه، برخلاف مكه معظمه، مستغنى الطبع و بىآزارند. 3
نويسنده ديگرى كه سال 1317 حج گزارده، بر رعايت اصول مورد نظر آغايان در وقت حضور زائران در مسجد تأكيد كرده و مىنويسد:
با مردم ايرانى و حاج عجم هم بىجهت از طرف آنها بىاحترامى و ايذا و اذيت نمىشود، مگر از جانب خودشان، سوء ادب و بىپروايى و دنائت و گدايى در ورود و خروج شود و الّا اگر از روى ادب و لباس پاكيزه و قانون تقيه وارد روضه منوّره شوند، و هنگام نماز جماعت جلوى نماز حضرات راه نروند و اقتدا كنند و مهر نماز موقوف دارند وبه آغايان خواجه و بعض مزوّرين كه مقابل ضريح مبارك نبوى و ضريح مقدس صديقه طاهره صلواتاللَّه عليها ايستادهاند، مختصر بذلى اگرچه يك قران دو قران باشد بشود، خيلى خيلى محترم خواهند بود. 4
البته اين موارد، براى كسانى است كه پولى در بساط داشته باشند و با افراد متعصب هم برخورد نكنند، و الا قاعده آن بود كه با عجم تندخويى مىكردند.