319«بعض مردم... فىالفور اسباب سفر مكه را مهيّا كردند و عازم و جازم آن سفر خيريت اثر شدند». 1 در همان سال 1237 صلحنامهاى ميان دو دولت منعقد شد كه اصلى از آن، به امر حجگزارى ايرانيان اختصاص داشت. نكته مهم در اين اصل، جلوگيرى از اجحافاتى بود كه در گرفتن ماليات و حقوق گمركى بر ايرانيان روا مىرفت. به علاوه احترام نهادن به حجاجِ اعيانِ دربارى نيز مورد تأكيد قرار گرفته بود. بخشى از اين اصل چنين است:
ماده ثانيه: و از اهالى ايران، كسانى كه به كعبه مكرّمه و مدينه منوّره و ساير بلاد اسلاميه آمد و شد مىنمايند... مثل اهالى خودشان معامله نمايند و از ايشان دورمه و ساير وجوه خلاف قانون شرعيه اصلا چيزى مطالبه نشود... و از شام شريف الى حرمين محترمين و از آن جا الى شام شريف، از جانب امين صُرّه همايون نيز نظارت حال ايشان شود و خلاف شرايط به هيچ وجه واقع نگردد و در حمايت ايشان همّت نمايند... و از مخدّرات حرم شاهى وحرمهاى شاهزادگان عظام و ساير اكابر دولت بهيّه ايران كه به مكّه معظّمه وعتبات عاليات مىروند، فراخور مرتبه ايشان حرمت و اعزاز شود. 2 طبيعى بود كه حفظ جان ايرانىها در مملكت عثمانى بر عهده اين دولت بود و دولت عثمانى نيز اختيار امور حجاز را به شريف واگذار كرده بود. اين در حالى بود كه شريف نيز قادر به مقابله كامل با اعراب بدوى نبود و هر سال، مصيبتهاى فراوانى بر زائران ايرانى وارد مىگرديد. اين مسأله سبب مىشد تا زائران ايرانى دولت عثمانى را مقصّر بدانند و از سفير ايران در استانبول انتظار آن را داشته باشند تا نسبت به اين رخدادها، پىگير باشد. 3 شمار حجاج ايرانى در قياس با شمار كلّ حجاج، اندك به نظر آمده و با توجه به آمارهاى حدسى موجود، از پنج تا هفت يا هشت درصد بوده است. از نظر رقم، شمار حاجيان ايرانى در سال 1302سه هزار و اندى بوده است. اين در حالى است كه سال هاى پيش از آن، اين رقم تا هشت هزار نفر مىرسيده است.