214ابن سعد، 1 از على(ع) به عنوان شاهد ياد نكردهاند. شايد جملهاى كه ابن اسحاق در شاهد بودن على(ع) ذكر كرده، توضيحى باشد كه خود او، آن را از آنجا برداشت كرده است كه على(ع) نويسنده بوده پس مسلماً شاهد نيز به شمار مىآمده است.
رخدادهاى غزوه فتح
وقتى پيامبر(ص) وارد مكه شد، شمارى از كفار، از ترس مسلمانان گريختند. برخى به خارج مكه و گروهى به خانهها پناه بردند؛ از جمله آنها دو مرد از بنىمخزوم بودند. امّ هانى، دختر علىبن ابىطالب(ع) نقل مىكند: وقتى پيامبر(ص) به شمال مكه رسيد، دو تن از بستگان همسرم كه از بنىمخزوم بودند، به خانه من پناه آوردند. برادرم على سر رسيد و گفت: قسم به خدا آن دو را خواهم كشت. امّ هانى مىگويد: درِ خانهام را به روى آنان بستم و نزد پيامبر رفتم. فرمود: چه چيز انگيزه شد كه به اينجا بيايى؟ ماجرا را به آن حضرت گفتم. فرمود: آنكه را تو پناه دادهاى ما هم پناه مىدهيم و كسانى كه امانشان دادهاى در امانند. پس على(ع) آنان را نخواهد كشت. اين خلاصه گفته ابن اسحاق 2 درباره موضع على(ع) در برابر آن دو مرد و پناه دادن امّ هانى به آنها و عملى ساختن آن توسط پيامبر است.
صحيح بخارى 3 گفته ابن اسحاق را تأييد مىكند و حديث امّ هانى را مىآورد. مسلم نيز همين روايت را آورده 4 و ابن هشام ذكر كرده است كه آن دو مرد؛ حارث بن هشام و زهير بن ابىامية بن مغيره 5 بودهاند. ابن عبدالبرّ مىنويسد: آن دو، اسلام آوردند و جزو بهترين مسلمانان شدند. 6
على(ع) از پيامبر(ص) كليد كعبه را خواست
وقتى پيامبر(ص) وارد مسجدالحرام شد و بر در كعبه به سخنرانى ايستاد و كفار قرش را بخشيد، به آنها گفت: برويد كه آزاديد. آنگاه به مسجد رفت و نشست. على بن