168تحمّل تلفات سنگين ختم نمىشد. ارتش اسلام تنها راهى كه داشت اين بود كه يهوديان را به محاصره بيندازد و آنقدر محاصره را طول دهد تا يهوديان مجبور به تسليم شوند.
ولى اين كار هم فايده درستى نداشت؛ زيرا چنانكه پيشتر اشاره شد، يهود آذوقه يكسال و بلكه بيشتر را تهيّه ديده و هميشه در انبارهاى قلعه موجود داشتند و مسلمانان هر چه هم آذوقه با خود آورده بودند، اين مقدار نبود، پس در مقابل كسانى كه انبارهاى انباشته داشتند، به زانو در مىآمدند. راستى اگر عمليات جنگى طبق قواعد عادى و معمولى صورت مىگرفت، گرفتن خيبر براى مسلمان ها امر دشوار و بلكه محال مىشد ولى خداوند مىخواست كه پيغمبر اسلام پيروز شود و مسلمانان بر يهود چيره گردند و آنان را مقهور سازند.
كمى به اذان صبح مانده بود و هنوز هوا تاريك و مردم در خواب بودند، كه ارتش اسلام در اطراف قلعهها و زمينهاى زراعتى خيبر موضع گرفتند.
پيغمبر اسلام(ص) در تمام جنگها عادت داشت كه اگر شب بالاى سر دشمن مىرسيد، به حمله نمىپرداخت و دستور مىداد تا صبح نشود به لشكر دشمن تعرض ننمايند. اين عادت هم يكى از مجموع عادات و صفات برجستهاى بود كه پيغمبر اسلام(ص) با خود داشت.
مسلماً اگر دشمن به جاى آنها بود، كوچكترين مجالى به آنان نمىداد ولى پيغمبر نمىخواست آسايش مردمى را كه با خيال فارغ و بدون آمادگى براى دفاع خوابيدهاند، به هم بزند. اينگونه اخلاق را بايد از مظاهر تمدن ناميد و همين رفتار مسلمان ها كافيست كه ثابت كند اسلام به تمام معنى حقيقت تمدن و بشريت را داراست ولى اشتباه نكنيد مقصودم از تمدن، معنايى كه امروزه مردم براى آن مىكنند، نيست. اين تمدّن با تمدنى كه از دروازههاى غرب در دو قرن اخير رو به شرق سرازير شده و مىشود تفاوت دارد.